فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٩ - اصل اسلامى و صورتهاى مختلف اجراى آن
باشد;بدعت نيست.
ما اگر بخواهيم گفتار ابن حجر را در قالب علمى بريزيم و با توضيح فزونترى بيان كنيم، بايد بگوييم مقصود اينست كارهايى كه انسان به عنوان شرع انجام ميدهد، اگر شارع مقدس اصل و فرع ماده وصورت و حقيقت وشكل آن را بيان كرده وبه كسى اجازه نداده باشد كه در آن از هيچ نظر،تصرف كند، تصرف در آن امر، به هرنحوى، بدعت است، ولذا اذان دوم پس از اذان اول، واقامه دوم پس از اقامه اول، بدعت است، وكسى حق ندارد بگويد چون اصل اذان واقامه در شرع وارد شده،پس دومىوسومى نيز بى مانع است .
ولى اگر شارع، اساس حكمى را بيان كرده، ولى شكل ولباس آن را محدود نكرده باشد، طبعا هرنوع دگرگونى در شكل و صورت و كيفيت اجزاء، امر مطلوبى بوده وبدعت نخواهد بود.
اتفاقا ًمسأله گرامى داشت پيامبر به صورتهاى مختلف از روشنترين مصاديق اين قسم است، زيرا آيات وروايات، فرمان داده است كه مسلمانان به پيامبر خود مهر ورزند واو را دوست بدارند. چنين اصل اسلامى برا ى خود، در هرزمان اشكال وصورتهاى مختلفى دارد. دراين جا دو مطلب را يادآور مى شويم :
١ـ برخى از آيات ورواياتى كه مسلمانان را به دوستى و تكريم پيامبر دعوت مى كند.
٢ـ اشكال وصورتهاى مختلف دوست داشتن او كه در هرزمان براى خود شكل خاصى دارد.
درباره امر نخست كافى است كه به آيات ياد شده درزير توجه فرماييد:
١ـ (وَمَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذيِنَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ