فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٨ - تحليل دلائل وهّابيان بر تحريم چنين سوگندها
« كورمادر زاد وبيمارى پيسى را درمان مى كنم ومردگان را به اذن خدا زنده ميكنم .)
ادعاى مسيح به اندازه اى قطعى وروشن است كه خود خدا نيز به مسيح آن را نسبت مى دهدومى گويد:
(وَتُبْرِىءُ الاَْكْمَهَ والاَْبْرَصَ بِإِذْنِيِ)(مائده /١١٠).
«نابينايان مادر زاد وافراد پيس را به اذن ما درمان مى كنى ».
در اينجا بايد گفت : درمان، فعل خداست وشفا دهنده حقيقى اوست وآنچه در جهان هستى جلوه دارد، همگى از آن او وبه حول و قوّه اوست، ولى گاهى سبب درمان، جراحيهاى شگفت انگيز پزشكان وداروهاى شيميايى وطبيعى است وگاهى ديگر، سبب آن دم مسيحايى است، كه آثار شگفت انگيزى را به دنبال دارد.بنا بر اين، يك فرد موحد كه دائره وجود را گسترده تر از «علل واسباب طبيعى مى داند، نه تنها بايد درهاى طبيعى و عادى را بكوبد » بلكه نبايد از علل غيبى چشم بپوشد وبه ديگر سخن : در درجه نخست، بايد ازاسباب طبيعى كمك گرفت واين اسباب است كه مظهر فيض الهى ومجراى الطاف اوست ولى درعين حال از علل غير طبيعى وكارهاى خارق العاده انبيا واوليا نبايد غفلت كرد.
اين تنها مسيح نبود كه با كشيدن دست بر چشمهاى نابينايان، آنهارا شفا ميبخشيد . بلكه يوسف نيز با پيراهن خود توانست بينايى را به چشم پدر بازگرداندوطبق نقل قرآن دستور داد كه پيراهن او را بر چشم پدر بيفكنند وگفت كه او بلا فاصله بينا مى شود، پيك يوسف به دستور او عمل كرد ويعقوب بينايى خودرا باز يافت . قرآن هر دومطلب (دستور يوسف وعمل پيك ) را ياد آور شده ودرباره دستور يوسف مى فرمايد:
(اِذْهَبُوا بِقَميِصي هذا فَأْلقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبي يأتِ بَصِيراً)( يوسف /٩٣)