فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٥ - صحابه و سفر براى زيارت قبر پيامبر
وقتى خليفه به مدينه رسيد، نخستين كارى كه كرد، اين بود كه به مسجد رفت وبرپيامبر سلام كرد[١].
ابن عساكر در تاريخ خود، وابن جوزى در كتاب «مثير الغرام» از محمد بن حرب هلالى آورده اند كه گفت : به مدينه رفتم، به مسجد پا نهادم وقبر پيامبر را زيارت كردم . ناگهان يك عرب بيابانى به مسجد آمد و گفت :اى بهترين پيامبران!خدا كتاب صادقى را برتو فرستاده و در آن گفته است كه اگر افراد بر خويشتن ستم كنند وبه سوى تو آيند واز خدا آمرزش خواهند وتو در باره آنان استغفار كنى خدا را بخشاينده ورحيم خواهند يافت .من به سوى تو آمدم . از خدا مغفرت مى طلبم وتورا شفيع خود قرا ر مى دهم . آنگاه گريست ودو بيت شعر سرود:
يا خير من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طيبهن القاع والأكم
نفسى الفداء لقبـر أنت ساكنـه فيه العفاف وفيه الجود والكرم[٢]
«اى بهترين كسى كه استخوانهاى او به خاك سپرده شده، و در پرتو بوى خوش او، دشت و صحرا خوشبو شده ! جانم فداى قبرى كه تو در آن جاى دارى كه درآن پاكدامنى وبخشش وبزرگوارى نهفته است» !
اصولاً ابن تيميه ومحمد بن عبدالوهاب،زيارت پيامبر اكرم را تجويز مى كنند و به ظاهر،منكر آن نيستند. اكنون مى پرسيم:اگر زيارت،كار خوبى است،چرا سفر كه راه رسيدن به آن است،كار حرام ونادرستى شمرده شود؟ در حالى كه وسيله از نظر حكم تابع مقصد است .
با توجه به سيره عموم مسلمانان جهان وعمل صحابه وتابعين، نبايد در باره مباح بودن سفر براى زيارت شك وترديد كرد، ولى در اينجا دو مطلب ديگر را ياد آور
[١] تقى الدين سبكى، شفاء السقام، ص٤٧ به نقل از فتوح الشام.
[٢] وفاء الوفاء، ج٤، ص ١٣٦١ ـ به نقل از تاريخ ابن عساكر و مثير العزم الساكن، نگارش ابن جوزى.