فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٨ - تحديد منطقى شرك در عبادت
مسأله گواهى مى دهد، مانند:
(وَلَئِن سَألتَهُم مَنْ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالأرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزيِزُ الْعَليِمُ) (زخرف /٩) [١].
«اگر از آنان بپرسيد كه : آسمانها وزمين را چه كسى آفريده است ؟ مى گويند خد ا».
البته شرك جهان مسيحيت ويا شرك يونانيان و روميان برا ى خود سر گذشت ديگرى دارد كه فعلا وارد آن نمى شويم و در شرك آنان مسأله توحيد در خالقيت دچار آسيب شده بود.
٥ـ تحديد عبادت
مسأله مهم در اينجا كه اين فصل، براى تبيين آن گشوده شده، تحديد منطقى عبادت است كلمه عبادت، بسان بسيارى از كلمات مانند زمين، آسمان، ستاره و غيره است كه همگى مفهوم بسيط آن را به روشنى درك ميكنيم، اما چه بسا قادر بر تحديد دقيق ومنطقى آن نيستيم. آنچه مهم است اين است كه بدانيم لفظ عبادت مرادف باخضوع، خشوع، تكريم، احترام، تعظيم، اظهار ذلت يا هركلمه ديگرى كه معادل آنها باشد، نيست. حتى مفهوم عبادت، با نهايت خضوع مساوى نيست. اينك ما براى روشن شدن مطلب، در دو مورد، سخن مى گوييم.
الف ـ عبادت به معناى خضوع وتذلل نيست
در كتابهاى لغت عبادت به خضوع وتذلل تفسير
[١] وبه همين مضمون است آيات ٢٥ لقمان و٣٨ زمر.