فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٢ - بدعت از نظر لغت و فقها
بگذارد وبه دروغ بگويد كه قرآن يا سنت چنين دستورى داده است،ولى هرگاه عملى را انجام دهد كه از نظر قوانين اسلام با لذات حلال باشد ولى هرگز آن را جزء دين نداند وبه حساب آن نگذارد،طبعاً چنين چيزى بدعت لغوى خواهد بود،اما از نظر شرع بدعت به شمار نمى رود،زيرا همانطور كه در تعريف بدعت يادآور شديم،بدعت نوعى بازى با شريعت و دين است،ولى هرگاه عمل انسان رنگ دينى به خود نگيرد، حلا ل و حرام بودن آن در گرو اين است كه قوانين اسلام آن را تحريم نموده باشد يانه؟
وبه ديگر سخن،دليل حرمت بدعت اين است كه بدعتگزارى، نوعى افتراء برخداست وافتراء بر اواز گناهان كبيره است،چنانكه مى فرمايد:
(ءَآللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اَللّهِ تَفْتَرُونَ)(يونس /٥٩)
«آيا خدا اجازه چنين كارى را داده است يا بر او افترا مى بنديد؟»
وباز مى فرمايد :
(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِباً...)(انعام/٢١)
«كيست ستمكارتر از آنكه بر خدا دروغ ببندد؟...»
ولى اگر كارى با لذات حلال باشد وانسان در انجام آن ويا دعوت مردم به آن پاى دين را به ميان نكشد هرگز چنين كارى بدعت در دين نخواهد بود.يك چنين عمل،كار نوظهورى است،اما كار نو ظهور در دين به شمار نمى رود.
ازاين بيان روشن مى شود كه اگر پيامبر گرامى فرمود : «وشرّ الاْمور محدثاتها وكلّ محدثة بدعة وكلّ بدعة ضلالة وكلّ ضلالة في النار » [١] مقصودساختگيهائى
[١] بدترين كارها ، آنها است كه ساختگى باشد وهرچيز ساختگى بدعت است وهربدعتى مايه گمراهى وسرانجام گمراهى آتش است .