فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٩٧ - سوگند به جان پيامبر در روايات
مقصود از « به غير خدا » خدايان دروغين است
اگر مقصود از « غير خدا »ما سوى اللّه باشد، در اين صورت شاهد بر تحريم هرنوع سوگند به غير خدا خواهد بود، ولى اگر مقصود از غير خدا ، چيزهائى باشد كه عرب آنها را مثل ومانند خدا مى انديشيد وبر آنها سوگند ياد مى كرد ، در اين صورت گواه بر تحريم سوگند بر اصنام وبتهاست .
وبه ديگر سخن : برا ى گفتار پيامبر «من حلف بغيراللّه فقد أشرك » شأن نزولى است وقطعا پيامبر آنرا درمقامى بيان كرده است كه در دست نيست ولى قدر متيقن از آن ، آن غير خداهائى است كه در مقابل خدا قرار مى گرفتند نه ما سوى اللّه ومقصود ازآن در قرآن همان بتها است نه همه موجودات امكانى چنانكه مى فرمايد :
(وَمَا اُهِلَّ بِه لِغَيرِاللّه ...)(بقره /١٧٣)
(قُلْ أَغَيْرَاللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيَّاً فَاطِرِ السَّمواتِ والأَرْض ِ...)(انعام /١٤)
(أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَاللّهِ تَدْعُونَ...) (انعام /٤٠)
(مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللّهِ يأتِيْكُم بِهِ...)(انعام /٤٤)
(أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِيكُمْ إِلهَاً ...) ( اعراف /١٤٠)
اين آيات ونظائر آنها حاكى هستند كه هرگاه لفظ «غيراللّه » به ميان مى آمد ، مقصود «ما سوى اللّه »نيست بلكه مقصود ، آن اغيارى است كه ازروى جهل ونادانى در رديف خدا قرا رداده شده اند . قهراً مقصود همان بتها ومظاهر شرك خواهند بود.
تنها چيزى كه باقى مى ماند اجتهاد فرزند عمراست كه از اين حديث معنى كلّى فهميده وآن را بر كعبه نيز تطبيق كرده است، واجتهاد او برخود او حجت است.
از حديثى كه امام حنابله نقل كرده به روشنى استفاده مى شودكه اين قسمت