فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٩ - ٣ـ تعمير قبور
امروز ملت فرانسه به خاطر تبيين اصالت خود ، دروازه كهنه و فرسوده اى كه در ششصد سال قبل مردم پاريس از آن نقطه وارد شهر مى شدند ، حفظ كرده اند واجازه نمى دهند خراشى بر آن وارد شود. بازى با آثار نياكان ونشانه هاى شخصيتها وبزرگان وتخريب وويران كردن آنها ، بسان بازى كودك نا آگاه با ميراث پدر وكتابهاى مدرسه اى خويش است كه جسورانه همه را به آتش مى كشد وخراب ميكند.
امروز ملل جهان متوجهند كه وجود اين آثار مى تواند گواه بر اصالت وتمدن و پيشگامى آنان در عرصه علم و دانش باشد واگر آثار نياكان را به دست فراموشى بسپارند چه بسا ممكن است گذشته آنان ، حالت افسانه اى به خود بگيرد و كسى باور نكند اين ملت داراى چنين تمدن طلايى وعظمت تاريخى بودند.
چرا مسيح در غرب حالت افسانه اى دارد؟
كليه مظاهر تمدن غرب ، غربى است ، جز مذهب كه شرقى است زيرا مسيح در فلسطين متولد شده و همه چيز او نيز شرقى بوده ، آنان مسيح را به عنوان «ناجى » پذيرفته وكتاب انجيل او را به عنوان كتاب دينى قبول كرده اند ،ولى از آنجا كه از مسيح چيز ملموسى به جاى نمانده ، نه قبرى دارد، كه نشانه وجود او باشد ، نه قبر مادرش مشخص است كه نشانه اصالتش باشد، ونه از حواريون وى اثر وجودى به جاى مانده جز اناجيل چهارگانه محرّف كه شبيه ادبيات قرن دوم ميلادى يا به بعد آن است . ازاين جهت جوانان روشنفكر غرب در باره مسيح و شريعت او به شك وترديد افتاده واصل وجود مسيح و كتاب او ، حالت افسانه اى به خود گرفته وبا خود مى گويند از كجا معلوم كه داستان مسيح ومادرش مريم وشاگردانش به نام حواريين ، جزء افسانه هاى تاريخى (ليلى ومجنون) نباشد كه عواملى آنرا ، ترويج