فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٢ - اجتهاد در برابر نصّ
مى نويسد:
«در سند اين حديث، مردى وارد شده است به نام روح بن صلاح كه علماى رجال او را تضعيف كرده اند»[١].
در اينجا ياد آور مى شويم كه وى به مدارك مرا جعه نكرده و هرگز در سند حديث، مردى به نام « روح بن صلاح » نيست، آنچه در سند حديث در معجم طبرانى ودلائل النبوة بيهقى آمده است، « روح بن قاسم » است .
ما فرض مى كنيم كه در سند حديث « روح بن صلاح » آمده باشد، ولى هرگز علماى رجال چنين فردى رانيز تضعيف نكرده اند، بلكه تنها « ابن عدى » او را تضعيف كرده و ابن حبّان وحاكم نيشابورى اورا توثيق كرده اند وما مشروح سخنان آنان را در حديث مربوط به فاطمه بنت أسد خواهيم آورد.
اجتهاد در مقابل نص
اين حديث به اين روشنى، هر انسان بى طرفى را در مسأله توسل قانع ميسازد، ولى يكى از نويسندگان وهابى، در اينجا موضع گيرى خاصى دارد،شروع به اشكال تراشى نموده ودر حقيقت ، اجتهاد در مقابل نص مى كند:
١ـ مى گويد : آنچه در اين حديث آمده است ، با سيره عثمان كه مرد رؤف ومهربانى بود ، سازگار نيست .
ما فعلاً در مقام بررسى سيره خليفه سوم نيستيم ، فرض كنيم كه او يك فرد رؤوف وبا تمام مسلمانان مهربان بوده ، ولى بالاخره فرد معصومى نبوده است شايد در ملاقات قبلى ، به عللى نتوانسته به صدق گفتار سائل پى ببرد وحاجت او را رفع
[١] التوصل إلى حقيقة التوسل ،ص٢٣٧.