فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣١٠ - تبرك يعقوب به پيراهن يوسف
واز اين جهت يوسف به هم زندانى خويش چنين مى گويد :
(يَا صَاحِبَى السِّجْنِ ءَ أرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْواحِدُ الَقَّهارُ) (يوسف/٣٩).
«اى دويار هم زنجير ! آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يگانه پيروز؟!»
ابراهيم به ملّت بابل كه اجرام سماوى وبتهاى زمينى را مى پرستيدند، چنين مى گويد:
(ءَ إفْكَاً آلِهَةً دُونَ اللّهِتُريِدُونَ) (صافات /٨٦)
«آيا به دروغ به دنبال خدايان ديگرى جز اللّه مى رويد؟»
آنگاه كه پيامبر،قريش را به خداى يگانه دعوت كرد آنان از اين دعوت به وحشت افتاده وچنين گفتند:
(أجعل الآلهة إلهاً واحداً) (ص/٥)
«آيا خدايان گوناگون را بيك خدا تبديل كرده است.»
همه اين آيات وشعار رائج در حال طواف وسعى، حاكى است كه آنان، معبودهاى خودرا خدايان خويش مى دانستندچيزى كه هست اين خدايان متعدد، مخلوق خداى بزرگ بودند، ولى آنچه را كه خداى بزرگ داشت اينها در دست گرفته بودند وخود سرانه فرمانرواى گيتى ويا لاأقل در دست دارنده سرنوشت بندگان بودند.
در اين هنگام، تبرك ودرخواست شفا از چنين خدايانى، عبادت آنها شمرده شده ومظهر واضح شرك به شمار مى رود در حاليكه درخواست از انبيا واوليا درخواست از بنده صالحى است كه به تعبير قرآن خود مى گويد:
(قُلْ لاأَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعَاً ولا ضَرّاً إلاّ مَا شَ آءَ اللّهُ) (اعراف /١٨٨)