فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٧ - بند و بست شيخ با اميران منطقه
بدعتى بود كه بايد ازميان مى رفت،ولى همين كار، واكنشهايى در منطقه ايجاد كرد وامير احساء وقطيف به نام سليمان حميرى، به امير عينيه (عثمان بن معمر ) فرمان داد كه هرچه زودتر اين فتنه را بخواباند وشيخ را به قتل برساند امير عيينيه ناچار شد كه عذر شيخ را بخواهد تا او عيينيه را ترك كند. دراين موقع شيخ منطقه سومى را به نام «درعيه» برگزيد و در سال ١١٦٠ به آنجا منتقل شد. اين بخش همان زادگاه مسيلمه كذاب بود.
شيخ پس از آمدن به درعيه با امير منطقه محمد بن سعود، نياى خاندان سعودى، تماس گرفت و همان پيمانى كه با امير عيينيه بسته بود، با محمد بن سعود بست، وهمان طور كه منطقه را با عربها ى ساكن آن، به عثمان بن معمر فروخته بود، اين با ربه ابن سعود فروخت.
ناگفته پيداست جنگها و نبردهاى آنان با كفار ومشركان نبود. حملات آنان دريك قرن ونيم تنها به قبائل اسلامىوكشورهاى همجوار بود كه همگى گوينده « لا إِلهَ إلاّ اللّه، محمّد رسول اللّه» بودند وپيوسته خدا را عبادت ميكردند وفرائض را به جاى مى آوردند.[١]
اما چرا مردم از نظر محمد بن عبدالوهاب كافر ومشرك بودند؟ دليل آن اين است كه بر قبور صالحان سايبانى ساخته وبه زيارت قبر پيامبر مى آمدند وبه ارواح مقدسه توسل مى جستند!!
ابن سعود از پيمان خود با شيخ فوق العاده خوشحال بو د، ولى دو چيز را با او مطرح كرد :
١ـ اگر ماتو را يارى كرديم وكشورها را گشوديم ميترسيم مار ا ترك كنى و درنقطه ديگرى سكنى گزينى !
[١] فيلبي، عبداللّه :تاريخ نجد، ص٣٩.