فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٢ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
صالح، پس از نابودى رو به آنان كرد وچنين گفت :
(فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْاَبْلَغْتُكُمْ رِسَالةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُم ولكِن لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ)( اعراف /٧٩)
«پس از اين حادثه ، صالح از آنان روى برتافت (كنايه ازانزجار از قوم خود)وگفت اى قبيله من ! من پيامهاى پروردگارم را به شما رسانيدم ، وشما رانصيحت كردم ولى شما اندرز دهندگان را دوست نمى داريد».
اين خطاب از صالح نسبت به قوم خود ، پس ازهلاك آنان صادر شده، وخدابراى تفهيم بيشتر اين نكته ، درآغاز آيه دوم حرف «ف »را كه به معنى ترتيب است به كار برده ، تا تفهيم كند كه وى پس از هلاكت قوم خويش ، با آ ن افراد سخن گفت .اگر ارتباط با اين ارواح پليد ، امكان پذير نبود ، خطاب صالح چه معنايى مى توانست داشته باشد؟گاهى برخى ازپيشداوران در نظائر اين مورد،آنرابه خطاب تأثرى وتأسفى حمل مى كنند، يك چنين تفسير ، كاملا تفسير به رأى است وبر خلاف ظاهر آيه است وما مأموريم ازظاهر آيه پيروى كنيم ونبايد كتاب خدارا به بازى بگيريم وبه خاطر عقايد پيشين خود به تأويل آن بپردازيم.
ارتباط با ارواح بسان جسم بودن خدا نيست كه به خاطر ممتنع بودن آن ، آيات مربوط به آن ، بركنايه ومجاز حمل مى شوند ، درحالى كه ارتباط با ارواح كارى ممكن است ، و محال نيست ، اگر قرآن بگويد صالح با قوم خويش از هلاكت سخن گفت ما نبايد آنرا تأويل كنيم .
٢ـ شعيب با قوم خود پس از مرگشان سخن مى گويد
نظير اين آيات ، در باره شعيب وارد شده اسيت . وقتى قوم وى بسان قوم