فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٣ - تفسير حديث
ومدينه نصب مى كنند.
تنها گفتارى كه از ابن تيميه دراين مورد نقل كرديم، گواه بر دو چيز است :
١ـ اين مرد، بدون تتبّع وبدون دقت مطالب را به ديگران نسبت مى دهد واز زبان پيشوايان مذاهب چهارگانه نقل مى كند كه آنان سفرهاى زيارتى را تحريم كردهاند،درحالى كه ما، در گذشته ، نصوص فقهاى بزرگ چهار مذهب را منعكس كرديم كه همگى سفر زيارتى را جايز مى دانند.
ازاينجا شما مى توانيد به پايه تقواى ابن تيميه درنقل مطالب پى ببريد.او همانطور كه بى پرده مطالبى را به ديگران نسبت مى دهد، باكمال بى پروايى، احاديث مربوط به مناقب اهل بيت را مجعول وموضوع (ساختگى ) مى پندارند، اما دليلى بر اين ادعا نمى آورد. تنها دليلش اين است كه اين احاديث درمذاق ابن تيميه تلخ است.
ازاين نسبت ناروا وبى پايه گذشتيم. روشن ترين دليل بر سطحى نگرى او استدلال با حديثى است كه ابوهريره آن را از پيامبر نقل كرده كه هم اكنون متون آن را با چشم پوشى از سند آن مى آوريم، تاروشن شود كه چگونه با حديثى كه پيوندى با مدعاى او ندارد، استدلال مى كند و چگونه با به هم دوختن آسمان وريسمان، بهدليل سازى مى پردازد. اينك متن حديث كه به سه صورت مختلف، نقل شده است:
١ـ تشدّ الرّحال إلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام والمسجد الاقصى ومسجدي هذا.
٢ـ إنّما يسافر إلى ثلاثة مساجد : مسجد الكعبة ومسجدي ومسجد إيلياء.
٣ـ لا تشدّ الرحال إلاّ إلى ثلاثة مساجد : مسجدي هذا، و المسجد الحرام و