فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٨ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
سخن حبيب نجّار
حضرت مسيح دونفر را براى تبليغ به شهر انطاكيه روانه كرد . آنان پس از تبليغ در دست دشمن گرفتار شدند.حبيب نجّار كه از آغاز ورود رسولان به آنان ايمان آورده بود ،وقتى از گرفتارى رسولان آگاه شد ، رو به قوم خود كرد وگفت :
(يَا قَوْمِ اتبعُوا المُرْسَلين َ اتَّبِعُوا مَنْ لايَسْألُكُمْ أَجرَاً وهُمْ مُهِتَدونَ)(يس/٢٠ـ٢١)
«ازرسولان پيروى كنيد . از كسانى پيروى كنيد كه ازشما پاداش نمى طلبند وهدايت شده اند».
او براى تثبيت موقعيت رسولان ، اعلام كرد: (إنّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ)
«من به خداى شما ايما ن آوردم ، بشنويد.»
تصديق رسولان ، در چنين شرايطى بر قوم او گران آمد . اورا زير دست وپا لِه كردندوكشتند . خدا از زبان او اين جمله ها را نقل مى كند كه وى پس ا ز انتقال به جهان ديگر چنين گفت:(قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَةَ قَالَ يَا ليْتَ قَوْميِ يَعَْلَمُونَ بِما غَفَرَ لي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكرَمينَ)(يس/٢٦ـ٢٧).
«به او گفته شد : وارد بهشت شو ! (بهشت برزخى ) او پس از ورود به بهشت گفت : آرزو داشتم كه، قوم من از سرنوشت من آگاه مى شدندواينكه چگونه خدا مرا بخشيد و گرامى داشت .»
اين جمله ها حاكى از حيات حبيب نجار ، پس از انتقال به عالم برزخ است وهرگز نمى توان اين جمله ها را به عنوان تمثيل ويا به صورت سمبليك تفسير كرد،زيرا چنين تفسيرى ، تفسير مادى است ودر نتيجه با اصول قطعى قرآن مخالف است . جائى كه حبيب نجّار ، اين مرد وارسته كه فضيلتش ايمان به رسولان الهى