فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٢ - دلائل وهّابيان بر تحريم چنين سوگندها
٣ـ هيچ مخلوقى برخدا « حق» ندارد
يكى از اشكالات وهّابيان در اين مورد ، اين است كه چگونه خدا را به حق مخلوقى سوگند مى دهيد در حاليكه مخلوق بر خالق حقى ندارد. بلكه تمام حقوق مال خداست .
اين گروه كه با مسائل با خشكى خاصى برخورد مى كنند ، تصور مى كنند كه مقصود اين است ، مخلوقى بر خدا اصالة حق دارد درحالى كه مقصود ، حقوقى است كه خدا از طريق كرم وفضل خود به آنان عطا فرموده است و يا خود رامتعهد به اداى آن حقوق دانسته است ،ودر قرآن ، آيات مربوط به اين حقوق ، فراوان است چون :
(وَكانَ حقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤمِنينَ)(روم /٤٧)
(وَعْداً عَلَيْهِ حقّاً فِي التَّوراة والإِنجيلِ)(توبه /١١١)
(كذلِكَ حقّاً عَلَيْنَا نُنْجى الْمُؤمِنينَ) (يونس /١٠٣)
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :
«ثلاثٌ حقٌ على اللّهِ عونهم : الغازي في سبيل اللّهِ...»[١].
«برخداست كه سه گروه را يار يكند: جهاد گر در راه خدا...»
چنين حقوقى شبيه آن است كه خدا ازبندگان خود قرض كند وآنها را طلبكار وخود را بدهكار معرفى كند وبفرمايد:
(مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً...) (بقره /٢٤٥)
«كيست كه خدا را قرض نيكو دهد؟»
[١] سيوطى : جامع صغير ، ج٢، ص٣٣.