فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٦ - اعتقاد به الوهيت و ربوبيت عنصر مقوم عبادت است
گونه اى كمك كنند و يا ذلت بخشند، ولذا قرآن در نقد اين انديشه مى فرمايد:
(أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ أَوْ يَنْتَصِروُنَ)(شعراء/٩٢ـ٩٣).
«كجا هستند آنها كه به جاى خدا مى پرستيديد. آيا شما را كمك مى كنند يا خود بر دشمنانشان پيروز مى شوند. »
و باز ميفرمايد:
(أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُوْنِنَا لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ ولا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ)( انبياء /٤٢).
«آيا براى آنان خدايانى هست كه آنان را بدون اذن ما از عذاب باز دارند، آنها نمى توانند خود را كمك كنند ونه از عذاب ما در امانند.»
مجموع اين آيات وآنچه كه ياد آور نشديم، بالأخص آياتى كه در باره سود وزيان رساندن بتها وعجز وناتوانى آنها در كمك كردن به افراد و فريادرسى نازل شده است،همگى حاكى از آن است كه مشركان در باره معبودها وارباب وآلهه خود اعتقاد خاصى داشتند يعنى همان عقيده اى كه در باره خدا ورب العالمين داشتند در باره بتها نيز اظها ر مى كردند چيزى كه فكر مى كردند اين بود كه دايره فيض رسانى و قدرت خداى واقعى وسيع، و دايره آن در آلهه پندارى وارباب دروغين تنگتر است ولى همه معتقدند كه سرنوشت آنها در دست بتهاست.
ازاين بيان نتيجه مى گيريم كه تعريف منطقى عبادت اين است كه بگوئيم «هرنوع خضوع واظهار فروتنى به وسيله گفتار وكردار، در برابر شخصى كه از اعتقاد به الوهيت ويا ربوبيت ويا در دست داشتن سر رشته زندگى انسان، سر چشمه بگيرد، عبادت است.»