فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥١ - عوامل چهره ساز(زر و زور و تزوير)
صورت نسخه منحصر به فرد در كتابخانه او بود، در معرض نشر قرار داد.
ازاين دو نفر كه بگذريم شاگرد عبده، سيدمحمد رشيد رضا پس از بريدن از شرفا (شريف حسين ) وپيوستن به آل سعود، در نشر افكار ابن تيميه كوشش فراوانى نمود وسرانجام سلفى گرى به وسيله مجلّه «المنار» ترويج شد .
وبه موزات آن، ازابن تيميه ( عنصر نامطلوب چند قرن گذشته ) به عنوان شيخ الإسلام زنده كننده سنت، قلع كننده بدعت ياد شد، و با زگشت به اسلام صحيح، واسلام عصر رسالت در « حنبلى گرى » آنهم درطيف خاصى خلاصه گرديد، و تصور شده كه دورى از فلسفه وكلام اسلامى، وطرد عقل وخرد از قلمرو مسائل عقيدتى واقبال به ظوا هر قرآن، واحاديث، باز گشت به اسلام راستين است، ولى چون حنبلى گرى، و « قشرى مآبى » نميتوانست عطش نسل جوان را فرو نشاند واز طرفى، بحثهاى فلسفى وكلامى، رنگ غير اسلامى به خود گرفته بو د، كم كم تفسير مادى قرآن، وتطبيق معارف غيبى برعوامل طبيعى ومادى، جايگزين بحثهاى عقلى شد وخود شيخ عبده، وتفسير المنار نيز از آن مصون نماندند .
به عبارت ديگر « حنبلى گرى » به صورت « قشرى مآبى » در محيطهاى علمى مانند مصر و غيره ( البته نه نجد و حجاز )و نمى توانست عطش انسانهاى علم دوست ومعارف خواه رافرو نشاند، واز طرفى ازناحيه اين گروه تبليغات شديدى برضد فلسفه وكلام اسلامى اعم از معتزله واشاعره، صورت گرفته بو د.
سلفى گرى در چنين محيطها رنگ ديگرى پيدا كرد، معارف غيبى، از قبيل فرشته وجن، وحى، برزخ تفسير مادى به خود گرفت واين نوع بحثها جايگزين بحثهاى عقلى وفلسفى وكلامى گرديد و درنتيجه دست خود شيخ عبده وتلميذ او تا مرفق دراين جنايت علمى فرو رفت [١].
[١] به مقدمه جلد چهارم مفاهيم القرآن اثر نگارنده مراجعه بفرمائيد.