فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧١ - ٣ـ تعمير قبور
آمد وهيچ كس از وقت قيامت ولحظه ظهور آن آگاه نيست وهيچ بعيد نيست كه دهها قرن ديگر به وقت قيامت باقى مانده باشد واين آيين بايد به حالت دست نخورده وبه صورت يقين آفرين وشك زدا ، به دست آيندگان برسد، وحتى كسانى كه پنجاه قرن بعد ديده به جهان خواهند گشود ، اين اسلام را به عنوان واقعيت قطعى ويقين آور ، وآثار آن را به عنوان يك حقيقت ترديد نا پذير ، بپذيرند واگر مسلمانان جهان اجازه دهند ، حكومت وهابى با پشت گرمى كه از دول مسيحى وغيره دارد ، با كلنگ ويرانگر خود ، تمام اين آثار را تحت عنوان بدعت وشرك نابود كند .وقبور فرزندان پيامبر و صحابه وياران او وهمسران وخانه ميزبان وكليه آثار تاريخى او را ، ازميان برداردو فقط از اسلام ، يك قرآن محفوظ بماند وبس ، چگونه اين شريعت با تمام ابعادش براى آيندگان به صورت يك واقعيت تاريخى تجلى خواهد كرد؟!
آيا در چنين صورتى نسلهاى آينده ، پس از فاصله هاى زياد با خود نميانديشند كه پيامبر گرامىوآنچه كه مربوط به اوست ، افسانه اى بيش نبوده ومثلثى به نام زر وزور وتزوير آن را برما تحميل كرده است ؟!
ما وجدان هر خواننده دور از تعصب را در اينجا به داورى مى طلبيم كه آيا حفظ اين آثار (به همان شكل كه پس از چهارده قرن به دست ما رسيده است) براى آيندگان مفيد وسودمند است يا ويران كردن وبا خاك يكسان كردن آن ؟ گمان نميكنيم يك انسان حرّ وآزاده كه با ديده واقع بين بر قضايا بنگرد ، جز صورت نخست ، مطلب ديگرى را بگويد.او مى گويد: آنچه كه در صدر اسلام تحقق پذيرفته بايد حفظ شود وآنچه كه حاكى از واقعيتهاست ومى تواند اصالتها را نشان دهد ، بى كم و فزون بايد محقوظ بماند.
اما چه بايد كرد؟ از سالهاى ١٣٠٤ هجرى شمسى تا به حال كه حرمين شريفين در قلمرو حكومت آل سعود قرار گرفته ، روز به روز آثار اسلامىونشانه هاى