فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٧ - توحيد در عبادت و استمداد از پيامبران و صالحان
مرز شرك و توحيد امور ياد شده است :
١ـ حيات وممات.
٢ـ قدرت وعجز.
٣ـ در خواست امورى كه سبب عادى دارند ودرخواست امور خارق عادت.
ياد آور مى شويم : تعيين چنين مقياسهايى،چيزى جز نوعى پيش داورى چيزى نيست.
چگونه مى شود در خواست دعا از پيامبر كه به نص قرآن،امر مطلوب ومحبوبى است[١]، درحال حيات،عين توحيد ودرحال ممات شرك باشد؟!
اگر در حال حيات پيامبر بگوييم :«اسْتَغْفِر لَنا » اين عين توحيد است ولى اگر در حال حيات برزخى بگوييم :«اسْتَغْفِر لَنا » اين رنگ شرك به خود مى گيرد. يك چنين داورى ومرز بندى كاملا برخلاف عقل وكتاب الهى است.
موت وحيات مى تواند مرز عقلائى و غير عقلائى بودن كا رباشد،وهمچنين قدرت وعجز مى تواند به كار،رنگ عقلايي يا رنگ خلاف آن بدهد،نه رنگ شرك.
در باره مقياس سوم ياد آور مى شويم كه اگر درخواست كارهاى خارج از قلمرو قوانين عادى، رنگ شرك به خود بگيرد بايدـ نعوذ باللّه ـ سليمان نبى را در شمار غير موحّدان به شمار آورد، زيرا او از اطرافيان خود خواست كه تخت بلقيس را از يمن به فلسطين بياورند.گفت :
(يَا اَيُّهَا الْمَلاَُ اَيُّكُمْ يَاْتِيْنىِ بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَنْ يَأتُونِي مُسْلِمِيِنَ) (نمل / ٣٨)
«گفت اى گروه حاضر كداميك مى توانيد تخت بلقيس را پيش از آنكه از در تسليم پيش من آيند،براى من بياوريد؟)
[١] سوره نساء /٦٤.