فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠١ - دلائل وهّابيان بر تحريم چنين سوگندها
وهابيان براى حفظ مقام و موقعيت خود به هر خس وخاشاكى چنگ مى زنند ، تا سخن خود را به كرسى نشانند اگر باورنمى كنيد ، گفتار «رفاعى » را كه در پرتو ثروت روز افزون آل سعود در رياض به سر مى برد بشنويد.
وى مى گويد : علت اينكه چنين سوگندى شرك است ، اين است كه اگر ما خدا را به مخلوق او سوگند دهيم ، مخلوق را با خالق يكسان ديده ايم ، وخالق را دررتبه مخلوق آورده ايم ، زيرا آنچه كه به او سوگند ياد مى شود بايد ، بالاتر و بزرگتر از كسى باشد كه او را سوگند مى دهيم [١].
در اينجا دومطلب را ياد آورمى شويم:
١ـ سوگند به غير خدا ، هرگز مستلزم يكسان شمردن خالق ومخلوق نيست . اينكه مى گويد :مابه خدا سوگند يا د مى كنيم. اگر به غير او نيز سوگند بخوريم ، اين سبب مى شود كه هر دورا در يك رتبه بينديشيم به سان اين است كه كسى بگويد: خدا را موجودى دانا وتوانا وزنده مى دانيم ، اگر بگوييم انسان نيز موجود ودانا وتوانا زنده است ، هر دورا دريك رتبه قرار داده ايم !
٢ـ اين كه مى گويد : «آنچه كه به آن سوگند مى خورند بالاتر ازآن كسى است كه او را سوگند مى دهند»بسيار بى پايه است ، زيرا سوگند دادن كسى بر چيزى نشانه محترم بودن آن نزد اوست ، نه بالاتر بودن آن ازاو . اگر ما مى گوييم خدايا به حق «استغفار كنندگان در سحرها»معناى آن اين است كه اين گروه نزد خدا محترمند نه اينكه از او بزرگترند .
[١] رفاعى : التوصل إلى حقيقة التوسل ، ص٢١٧ ومتن عبارت او چنين است : «جَعَلْنَا الْمَخْلُوق بِمَرتَبَةِ الْخالِق وَالْخالِق بِمَرْتَبَةِ الْمَخْلُوق، لأنّ الْمَحْلوُفُ بِه أعْظَمْ مِنَ الْمَحلوُف عَلَيهِ وَلِذلك كانَ الْحَلْفُ بِالشَّيء دَلِيلاً عَلى عَظَمَتِه وأنّه أعْظَمُ شَيْء عِنْدَ الْمَحْلُوفُ عَلَيْه.»