فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٧ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
شمرده مى شود!
گذشته ازاين ، اتقان حديث وفصاحت كلمات ، وانسجام تعبير ، حاكى از صحت واستوار ى آن است . اصولاً قلمرو جعل حديث بيشتر درمورد مناقب وفضائل افراد ومسائل مربوط به حاكمان وواليان است ، وگاهى هم پيروان مذهبى ، براى كوبيدن پيروان مذهب ديگر جعل حديث مى كردند ، ونيز صفات خدا وزندگى برزخى ويازندگى در سراى ديگر قلمرو جعل حديث براى احبار ورهبان بود ، ولى حديثى مانند حديث عطيّه ( كه حالت يك انسان وارسته را ياد آور مى شود كه ازخانه به سوى مسجد گا م بر مى دارد واز خدا سئوال مى كند به حق آن تعهديكه در باره سائلان نموده است ، اورا از آتش پناه دهد ، وگناهان او را ببخشايد) دور از قلمرو وضع حديث وجعل آن است .
٢ـ توسل به حق پيامبر وانبياى پيشين
پيامبر گرامى، وقتى ديده به جهان گشود، پدر او جهان را وداع گفته بود، واو چهره پدر را نديده ومادر او درسن٥ و يا ٦ سالگى در راه مدينه به مكه ، در منطقه اى به نام «أبواء » درگذشت ، وتا عبدالمطلب در قيد حيات بود ، وى در خانه نياى بزرگ خود پرورش يافت. وقتى به سن ٨ سالگى رسيد ، نياى خودرا نيز از دست داد ، وابوطالب عموى وى ، اورا كفالت كرد ، وتا عمو زنده بود از وى حمايت ميكرد. همسر ابوطالب « فاطمه بنت أسد» عروس عبدالمطلب بود كه با او در يك خانه زندگى مى كرد . اين بانوى بزرگ ازهمان كودكى پيامبر ، تربيت جسمى اورا به عهده داشت ، وبسان يك مادر از او پرستارى مى كرد. واويكى از نخستين بانوانى است كه در مكّه به پيامبر ايمان آورد ، وپس از هجرت پيامبر به مدينه ، همراه فرزندش على ، با ديگر زنان باايمان هاشمى به مدينه مهاجرت كرد ود رمدينه در