فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٠ - دلائل وهّابيان بر تحريم چنين سوگندها
به درگاه الهى كند و چنين بگويد :
«أللّهمَّ إنِّي أسالُكَ بِحَقِّ الْمُستَغفِرين َ بالأسحار إغفر لي ذُنُوبي »
«پروردگارا تو را سوگند مى دهم به حق كسانى كه در سحرگاهان استغفار ميكنند،گناهان مرا ببخش ».
آيا مى توان چنين متضرع ودل آشفتهاى را مشرك خواند؟ مشرك آن است كه غير خدا را بپرستد واين تنها خدا را مى پرستد وبه غير خدا توجه ندارد.تنها اورا به حرمت واحترام افراد با ايمان سوگند مى دهد كه به خاطر آنها ، خدا گناهان او را ببخشد . چگونه مى توان اين عمل را پرستش غير خدا ناميد؟
مگر اينكه كسى بگويد : به هنگام پرستش نبايد به غير خدا توجه كرد. پس در اين صورت ، نمازهاى يوميه مانيز شرك است زيرا درآن به غير خدا توجه شده است چنانكه ميگوئيم (صِراطَّ الَّذينَ أنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ)ونيز بر رسالت پيامبر گواهى مى دهيم وبر او وآل او درود مى فرستيم .
قرآن ، برا ى جدا سازى شرك از غير آن محكى معيّن كرده وآن اينكه مشركان، كسانى هستند كه هرموقع تنها از خدا ياد شود منزجر مى شوند، وهرموقع ازبتها نامى به ميان آيد ، خوشحال مى گردند، چنانكه مى فرمايد:
(وَإِذا ذُكِرَ اللّهُ وَحْدهُ اشمَأزَّتْ قُلُوبُ الَّذينَ لا يُؤْ مِنُونَ بالآخرةِ وَإِذاَ ذُكِرَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ) (زمر /٤٥)
«آنگاه كه خدا تنها ياد شود ، كسانى كه به سراى ديگر ايمان ندارند دلتنگ ميشوند ولى آنگاه كه بتها را يا د كنند ، شادمان مى شوند.»[١]
ما در اين زمان ،به افراد بى مايه اى گرفتار ودچار شدهايم كه در اثبات عقايد
[١] وبه همين مضمون است آيه هاى ٣٥و٣٦ صافات.