فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٤ - صحابه و سفر براى زيارت قبر پيامبر
٢ـ صحابه وسفر براى زيارت قبر پيامبر
دراينجا بايد توجه نمود پس از زمان پيامبر،صحابه و يا تابعين،براى زيارت قبر پيامبر با ر سفر مى بستند وآن را كارى عبادى ومايه نزديكى به خدا مى دانستند.
الف ـ بلال حبشى مؤذّن رسول خد اپس از در گذشت پيامبر،مدينه را به عزم انجام فريضه بزرگ مرزبانى (مرابطه ) ترك گفت.شبى پيامبر را در خواب ديد كه به او فرمود:آيا وقت آن نشده كه مارا زيارت كنى ؟ با اندوه فراوان از خواب بر خاست ورو به راه نهاد.يك سره به سوى قبر پيامبر آمد،ودر كنار قبر به گريستن پرداخت چهره بر قبر مى سود.ناگهان نور ديدگان پيامبر حسن وحسين را ديد وهر دور را به آغوش كشيد وبوسيد وهر دو ازاو درخواست كردند كه اذان او را بشنوند. بلال در همانجا ايستاد، كه درزمان پيامبر براى اذان مى ايستاد ونداى تكبير آغاز كرد.
مردم مدينه وقتى صداى تكبير او را شنيدند، شهر به لرزه در آمد، وچون شهادت نخست را به پايان برد،غوغايى به پا خاست ووقتى به رسالت پيامبر شهادت داد، زن ومرد ازخانه بيرون ريختند.گوئى پيامبر دوباره برانگيخته شده . چنان ميگريستند كه هرگز مدينه آن حالت را به خود نديده بود.
ب ـ عمر بن عبدالعزيز، افرادى را از شام به مدينه اعزام مى كرد، تا سلام او را به پيامبر برسانند وبر گردند[١].
ج ـ عمر بيت المقدس را فتح كرد، و كعب الأحبار درآن منطقه به او پيوست وتظاهر به اسلام كرد، عمر به وى گفت : آيا مى خواهى با من به مدينه بيايى وقبر پيامبر را زيارت كنى ؟واز زيارت او بهره ببرى ؟ وى در پاسخ گفت : آرى حاضرم،
[١] عبد الغنى مقدسى، الكمال في ترجمة بلال به روايت شفاء السقام: ص٤٤ ـ ٤٧.
كسانى كه زندگى نامه بلال را نوشته اند، به اين رويداد، اشاره كرده اند.