فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤١ - عثمان بن حنيف و مرد نيازمند
بگو تامن بر آورده كنم .
مرد حاجتمند، خانه خليفه را با خوشحالى ترك كرد و با عثمان بن حنيف روبرو شد، از خدا خواست كه به او پاداش خير دهد وگفت : من بارها مراجعه كرده بودم . او به من توجهى نمى كرد تا امروز ... عثمان بن حنيف گفت : به خدا سوگند من در باره تو با عثمان سخن نگفته بودم ولى من رسول خدا را ديدم كه فرد نابينايى به سوى او آمد واز نابينايى خود شكايت كرد. آنگاه حديث گذشته را تكرار نمود.
بحث در باره دلالت حديث نياز به تكرار ندارد وآنچه كه در باره حديث نخستين يا دآور شديم، در اين باره نيز حاكم است، چيزى كه هست بايد مدرك حديث را ياد آور شد.
اين حديث در چهار كتاب ياد شده در زير با سند كامل آمده است :
١ـ معجم كبير، نگارش حافظ ابو القاسم سليمان بن احمد بن ايو ب لخمى طبرانى متوفاى ٣٦٠، ج٩،ص١٦ـ١٧، باب مسند عثمان بن حنيف، شماره ٨٣١٠.
٢ـ معجم صغير، نگارش همان نويسنده،ج١،ص١٨٣،١٨٤. مؤلف در اين كتاب، به توضيح سند پرداخته وروايت را صحيح خوانده است .
٣ـ دلائل النبّوة، نگارش ابوبكر احمد بن حسين بيهقى، متوفاى ٤٥٨، ج٦، ص١٦٧.
٤ـ شفاء السقام، نوشته تقى الدين على ابن عبد الكافى سبكى، متوفاى ٧٥٦،ص١٣٩ـ١٤٠
مجموع كسانى كه در سند اين حديث قرار گرفته اند، ثقه وقابل اعتماد ند، ولى اخيراً يكى از نويسندگان وهابى به نام رفاعى بدون مراجعه به اين مصادر،