فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٤ - ١ـ توحيد و شرك در عبادت
يك تعريف منطقى ارائه نداده اند، غالباً در تشخيص مصاديق آن دچار اشتباه شده و چيز هائى كه ارتباطى به عبادت و پرستش ندار د، ازمصاديق آن مى انگارند.
اصولاً كليد مناظره با وهابيان وحلّ عقده ها و گرههائى كه از جمود آنان مايه مى گيرد تفسير صحيح از « عبادت »است كه در نتيجه، موارد آن روشن شود، وانسان عبادت و پرستش را از احترام وارج گذارى وديگر مفاهيم جدا سازد، وتا اين گره گشوده نشود وعبادت و پرستش به شكل دقيق، تفسير نگردد، هرنوع بحث ومذاكره بااين گروه سودى نداشته وطرفين به نتيجه نمى رسند.
مثلا پيروان محمد بن عبدالوهاب مى گويند :توسل به پيامبران وصالحان، استغاثه به آنان واستمداد از اولياء عبادت آنهاست، واز آنجا كه عبادت، مخصوصخداست، طبعاً چنين اعمالى پرستش غير خدا به شمار مى رود وپرستشگر غير او مشرك ومحكوم به قتل است.
درحالى كه گروه هاى ديگر مى گويند توسل به صالحان ، از مقوله توسل به اسباب است استغاثه واستمداد از ارواح صالحان، پرستش آنها نيست بلكه توسل به وسائل غيبى است كه در شرائطى مؤثر مى باشند.
وما صريحا اين مسأله را اعلام ميكنيم كه نقطه مركزى اختلاف وهابيان با ديگر مسلمانان،مسأله تحديد معناى عبادت وپرستش و در نتيجه جدا سازى مصاديق آن، از مصاديق ديگر مفاهيم،مانند احترام وبزرگداشت يا توسل به اسباب و وسائل، است وبه كليه مناظران ونويسندگان با هدف توصيه مى كنيم كه پيش از هر چيز، اين مشكل را حل كنند و مناظر را وادار سازند كه از «عبادت » يك تعريف جامع ومانع ارائه دهد.
مايه تأسف اينكه دراين سه قرن كه كتابهاى وهابيان، در اكثر مناطق منتشر