فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٠ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
٣ـ محمّد بن حرب هلالى مى گويد : وارد مدينه شدم وبراى زيارت قبر پيامبر به سوى مسجد آمدم دربرابر قبر نشسته بودم كه ناگهان عربى از بيابان آمد وپيامبر را زيارت كرد وبه او چنين گفت : اى بهترين رسولان ، خدا براى تو كتاب راستگوئى را فرستاده، ودرآنجا فرموده است:«اگر آنان بر خويشتن ظلم كنند وبه سوى تو آيند و از تو در خواست طلب مغفرت كنند و تو نيز طلب مغفرت كنى ، خدارا توبه پذير ورحيم مى يابند« من روى اين اساس به سوى تو آمده ام واز خدا طلب مى كنم و تو را شفيع قرار مى دهم . آنگاه اشك ريخت وگريه كرد و دو شعر سرود كه مضمون آن دو شعر اين است :
اى بهترين كسى كه درزير زمين استخوانهاى اونهفته است ، ودر پرتو پاكيزگى آنها دشت و بيابان پاكيزه شده است. روح من فداى آن قبرى كه تو درآن سكنى گزيده اى ودرآنجا عفت وجود وكرم نيز نهفته است[١].
٤ـ درزمان عمر بن خطاب قحطى سختى رخ داد. مردى دركنار قبر پيامبر رو به روضه او كرد و چنين گفت : اى رسول خدابراى امت خود ازخدا باران بطلب . آنان نابود شدند![٢]
سمهودى وديگران كه در خواست دعا از پيامبر را يك امر مشروع مى دانند ، واصولاً قبل ازابن تيميه كسى اين توسلات را ممنوع نمى شمرد، داستانهاى فراوانى دراين مورد نقل مى كند كه اين صفحات گنجايش نقل آنها را ندارد، وعلاقمندان ميتوانند به كتابهاى مختلفى كه ناقل اين قصه هاست مراجعه كنند.
ما ممكن است به پاره اى ازاين داستانها با نظر شك وترديد بنگريم ، وبعضى
[١] سمهودى :وفاء الوفاء ، ٤/١٣٦١ـ اين مطلب از تاريخ ابن عساكرو«مثير الغرام الساكن» نگارش ابن جوزى وغيره نيز نقل شده است.متن اين دوشعر در صفحه ١٣٥ گذشت.
[٢] سمهودى ـ وفاء الوفاء ،٢/١٣٧١.