فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٦ - توسّل به مقام و منزلت انبيا و اوليا
است .
٥ـ ابن عدى مى گويد :او از افراد مورد اعتمادى روايت نقل كرده واز ابى سعيد وديگران روايت دارد.با اينكه او ضعيف است ، حديث او نوشته مى شود واو از شيعيان كوفه بود ودر سال ١١١ در گذشت .
٦ـ ابو حاتم مى گويد : حديث اونوشته مى شود ولى او ضعيف است .
٧ـ ساجى مى گويد : قول او حجت نيست . او على را بر همه خلفا مقدم مى شمرد![١].
ازمجموع كلمات علماى رجال استفاده مى شود كه علّت تضعيف او ، تشيع او بوده ، و تشيع راوى ، يكى از علل ضعف او به شمار مى آيد شيعه در آن زمان در سه معنى به كار مى رفت :
الف ـ كسى كه على را خليفه بلا فصل پيامبر بداند.
ب ـ كسى كه على را خليفه چهارم ولى برتر از سه خليفه ديگر بشمارد.
ج ـ كسى كه به ولاى اهل بيت رسالت تظاهر كند.
چگونه مى توان چنين انسان وارسته اى را تضعيف كرد كه با دلائل روشن ، به تشيع گراييده. او انسانى است كه به خاطر علاقه به كتاب وسنت سه با ر قرآن را برابن عباس عرضه كرده وآنچه ازاوپيرامون تفسيرشنيده در پنج جلد نوشته است.[٢] تضعيف چنين افراد وارسته وعلاقه مند به قرآن كار ساده اى نيست ، ولى چه مى توان كرد؟ در كتابهاى رجال اهل سنت ، تشيّع يكى از بزرگترين عوامل تضعيف راوى
[١] ذهبى ، ميزان الإعتدال ، ج٣ ص٧٩ وتقريب التهذيب ، ج٢، ص١٤ وابن حجر تهذيب التهذيب ، ج٧ ،ص٢٢٧.
[٢] طوسى ، رجال :٥١.