فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٤ - ٤ـ مسجد سازى در كنار مشاهد
« من ايمان آوردم كه خدايى جز آنكه بنى اسرائيل به او ايمان آورده اند،نيست ومن از مسلمانان هستم.»
قرآن، براى اينكه ديگران نپندارند كه ايمان درچنين لحظاتى نافع وسودمند است، فوراً نقد مى كند ومى فرمايد:
(الآنَ وقَدْ عَصَيْت من قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ) (يونس /٩١).
ب ـ :قرآن، اين حكم را از جمعيت پيروز بر مشركان نقل مى كند،واين خود حاكى از آنست كه اين گروه اين پيشنهاد را به عنوان حكم شريعت خود، مطرح مى كردند وهمگى مى دانيم كه شرايع سماوى ازنظر اصول وقواعد كلى يكسانند واختلاف، در كيفيتها وجزئيات است[١] ازاين جهت فقها مى گويند احكام ثابت در شرايع پيشين براى ما حجت است، مگر اينكه دليل محكمى بر منسوخ شدن آن داشته باشيم .
وهابيان، به حق در استفاده حكم الهى از اين آيه كوتاهى كرده و به اصطلاح، آن را دست كم گرفته اند و با رواياتى كه دلالت آنها كاملاً مخدوش است، حكم كتاب را كنار نهاده اند.
٢ـ سيره مسلمين، پس از در گذشت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)، دعوت حق را لبيك گفت وبه هر علتى بود، جسد مطهر اورا در خانه خودش به خاك سپردند . خانه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) ديوار به ديوار مسجد بود
[١] وبه تعبير قرآن : (وَلِكُلّ جَعَلْناشِرْعَةً وَمِنْهَاجاً ) (مائده/٤٧)
(براى هريك از امتها آيين (طريق ) وروشى قرار داديم) . بنابراين ، فيض الهى به عنوان شريعت از نظر روح واصول ، يكى است واختلاف درصورتها ولباسها وطرقى است كه مارا به آن مى رساند.گذشته بر كمالى كه شريعت پسين بايد دارا باشد.