فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٦ - تحليل دلائل وهّابيان بر تحريم چنين سوگندها
آفريده آنگاه بر عرش مستولى گشت و كار آفرينش را تدبير مى كند وهيچ سبب وعلّتى بدون اذن او مؤثر نيست »
در اين دو مرحله از توحيد، سخن وگفتارى نيست، سخن درجاى ديگر است وآن اينكه مقصود از دومرحله از توحيد چيست ؟ ياد آور مى شويم كه معنى توحيد در خالقيت وهمچنين ربوبيّت اين نيست كه خدا مباشرتاً وبدون واسطه مى آفريند وجهان رابدون به راه انداختن اسباب ايجاد مى نمايد وبه تدبير آن برميخيزد، يك چنين تفسير از دو توحيد، بر خلاف حكم خرد ونصوص آيات قرآنى است كه به تأثير علل واسباب طبيعى كاملاً معترف است، بلكه مقصود ازاين دو توحيد اين است كه جهان امكانى اعم از مجرد ومادى براساس يك رشته اسباب ومسببات به وجود آمده وهر جزئى از جهان در جزء ديگر مؤثر ودر پرتو انسجام اجزاء جهان، كارگردانى آن نيز صورت پذيرفته است، ولى تأثير اسباب، در يكديگر، وتأثر اجزاء جهان وانسجام كه مظهر تدبير است، همگى به امر وفرمان خدا بوده وطبق مشيت واراده او انجام وظيفه مى كنند يعنى اوست كه به خورشيد، حرارت وبه ماه روشنى وبه آتش حرارت وبه آب سردى وخنكى داده وهرموقع بخواهد،اين اسباب را از كار مى اندازد وانبوه آتش را به گلستان تبديل مى كند وبه گفتار خودش: (قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً علَى إِبراهيمَ)(انبياء /٦٩) تحقق ميبخشد.
اين موضوعى است كه ما در بحثهاى توحيدى پيرامون آن به گستردگى سخن گفته ايم . علاقمندان مى توانند دراين مورد به كتاب منشور جاويد مراجعه كنند[١].
ازاين اصل مى توان قانون كلى را انتزاع كرد وآن اينكه مشيت الهى بر اين تعلق
[١] منشور جاويد، فرهنگ موضوعى قرآن مجيد است كه موضوعات عقيدتى رابه صورت گسترده تفسير مى كند ودراين مورد به جلد دوم ص٢٤١ـ ٣١٨ مراجعه شود.