فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٩٣ - در دادگاه اسلامى فقط يك سوگند معتبر است
«فلعمري لئن تكلم بمعروف وتنهى عن منكر خير من أن تسكت »[١].
«به جان خودم سوگند اى مرد نجدى اگر به كارنيكى دعوت كنى يا از كار بدى جلوگيرى كنى ، بهتر از آن است كه خاموش بنشينى .»
البته رواياتى كه درا ن ، پيامبر وخلفابه غير خدا سوگند ياد كردهاند ، خصوصاً خطبه هاى امير مؤمنان بيش ازآنست كه در اين صفحات منعكس شود.علاقمندان مى تواند به مدارك ياد شده در پا ورقى مراجعه كنند [٢] .
با وجود فراوانى روايات چگونه مى توان ، آن را شرك يا حرام دانست؟
درميان پيشوايان مذاهب چهارگانه ، ابو حنيفه وشافعى قائل به كراهت بودند وبراى مالك دو قول نقل شده است.تنها حنابله هستند كه سوگند به غير خدا وصفات اورا حرام مى دانند البته قسطلانى ياد آور مى شود : هرگز مالك ، قائل به حرمت نبوده ، بلكه آن را مكروه مى دانست [٣]حتى نسبت تحريم چنين سوگندى به احمد امام حنابله ثابت نيست ، زيرا ابن قدامه كه زنده كننده فقه احمد است سوگند به پيامبر را جايز مى داند وشكست آن را موجب كفاره مى شمارد[٤].
با توجه به چنين روايات محكم واستوار وفتاواى متقن و گواه بر جواز چنين سوگندها، انديشه شرك وحرمت بسيار ضعيف وناتوان است ، ناتوانتر از آنكه به خاطر اين سوگندها خون افراد بى گناه به عنوان مشرك ريخته شود واموال آنان به يغما
[١] احمد :مسند، ٥/٢٢٥.
[٢] احمد: مسند، ٥/٢١٢، ابن ماجه:سنن٤/٩٩٥و ١/٢٥٥، نهج البلاغة ، عبده خطبه هاى ٢٣ـ٢٥ـ٥٦ـ٨٥ـ١٦١ـ١٦٨ـ١٨٢ـ١٨٧ونامه هاى ٦و٩و٥٤.
[٣] قسطلانى : ارشاد السارى ، ٩/٣٥٨.
[٤] ابن قدامة: المغني، ج٩، ص٥١٧ ومى افزايد كه سوگند به پيامبر، نوعى سوگند به خداست وهر دو كفاره دارد.