فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨١ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
از آنها را موضوع ومجعول تلقى كنيم . هرچند دليلى بر جعل ووضع آنها نداريم.
ولى آنچه مهم است اينست كه اين قصص ونقلها با فزونى بسيارى كه در طول تاريخ به خود گرفته است ، در هردو حالت ، خواه صحيح باشند وخواه غير صحيح،شاهد گفتار است.هرگاه واقعاً اين توسلها صحيح و پا برجا باشند وواقعاً صحابه وتابعان براى توسل به حضور پيامبر رسيده واز او درخواست دعا ميكردهاند،در اين صورت گواه براين است كه در خواست دعا يك امر رائج وجائز در ميان صحابه بوده است واگر برخى از آنها را غير صحيح تلقى كنيم بلكه شبهه را قوى تر بدانيم وبگوييم غالب آنها از نظر سند مخدوش هستند ، باز هم مى تواند سند گفتار ما باشند.زيرا اگر درخواست دعا در نظر علما ودانشمندان مسلمان ، كار حرام وشرك آلودى بود ، در اين صورت جاعلان حديث كه براى كسب مقام وافتخار ومنزلت ، دست به چنين كارها مى زنند، چنين دروغى را جعل نمى كردند،زيرا انسان بازيگر تا محيط بازى را درست نشناسد ، دست به چنين كارى نمى زند، واينكه دست به چنين كارها زده اند ، نشانه آن است كه اصل مسأله ، امرى صحيح وجايز ومشروع بوده كه اين افراد ازاين فرصت، بهره بردارى كرده ودر باره آن، حديث جعل كرده اند
پاسخ به يك سئوال
در اينجا پرسشى مطرح است وآن اينكه بحثهاى پيشين ، بيش ازاين ثابت نكرد كه افراد مؤمن ميتوانند ازپيامبران و صالحان پس از رحلت آنان درخواست دعا كنند ، در حاليكه امروز در كنار قبور وضرايح ، فزون از اين، دعا مى كنند وآنان درخواست ميكنند كه پيامبر بيمار آنان را شفا دهد، وگمشده آنان را باز گرداند، وهمچنين چيزهاى ديگر كه از دايره دعا بيرون است .