فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤ - د ـ مخالفت با مذاهب چهارگانه اهل سنّت
انتقاد است، خالى ازيك نوع دشمنى باطنى با خاندان پيامبر نمى باشد.
او با گشودن اين با ب، زحمات احمد بن حنبل را در تثبيت فضائل امام على (عليه السلام) به هدر داد.
تا پيش از احمد بن حنبل م/٢٤١، خليفه راشد بودن امام درميان محدثان اهل سنت جا نيفتاده بود ودراين قضيه موافق ومخالف وجود داشت،او بود كه على را رسماً خليفه چهارم از خلفاى راشد اعلام كرد وبا زحمات فراوان توانست مسأله «تربيع خلافت» را تثبيت كند، وازاين طريق با ناصبى گرى، سخت مبارزه نمود وكتاب «مناقب الصحابه»او بهترين گواه براين مطلب است .
«حمصى » مى گويد وقتى مسأله «تربيع» از جانب احمد بن حنبل اعلام شد، به حضور او رفته وگفتم، كارشما، طعن بر طلحه وزبيراست، او صورت درهم كشيد و گفت : من چه كار با آنان دارم؟ آنگاه سخنى از عبداللّه بن عمر نقل كردم، او درپاسخ گفت : عمر بهتر از فرزندش است، او على را عضو شوارى شش نفره قرار داد، وعلى نيز خود را امير مؤمنان معرفى كرد، حالا من بگويم،على امير مؤمنان نيست؟[١]
ولى ابن تيميه حنبلى از راه امام مذهب خود، منحرف شد وبا انكار فضائل امام على (عليه السلام)، روح ناصبى گرى وانكار فضائل اهل البيت را پرورش داد.
٤ـ مخالفت با مذاهب چهار گانه اهل سنت
بخش چهارم ازانحراف فكرى او مخالفت وى با مذاهب چهار گانه اهل سنت درباب نكاح وطلاق است كه فعلاً براى ما مطرح نيست،وشايد دربرخى ازمسائل،
[١] طبقات الحنابلة، ١ / ٣٩٣ .