فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٦ - اقسام توحيد
ولى اهل حديث، با اين اصل مخالفت نموده وصفات او را زائد بر ذات او مى انگارند و اشاعره، نيز در اين مسأله پيرو احمد بن حنبل هستند.
ج ـ توحيد در خالقيت ـ درجهان آفرينش، خالق واقعى وحقيقى ومستقلى جز خدا نيست وتأثير ديگر موجودات،از فرشته وانسان وعلل طبيعى، همه وهمه، جنبه ظلى وتبعى دارند وبه اذن ومشيت او كار، انجام مى دهند.اين همان معناى صحيح «توحيد در خالقيت » است كه بحثهاى دقيق علمىو قرآنى، ما را به آن رهبرى نموده است، در حالى كه اشاعره واهل حديث توحيد در خالقيت را به گونه ناروايى تفسير كرده اندكه امروز دستاويز ملحدان ومنكران مذهب، واقع شده است، وآن اينكه درجهان، يك مؤثر (اعم از اصلى وتبعى ) بيش نيست، وخداى جهان مستقيماً بدون تأثير گذارى علل واسباب، پديد آرنده اشياء وآثار است، ودر حقيقت، خدا درحال تقارن علل واسباب طبيعى وامكانى، مستقيماً اثر بخش است، و موقعيت علل، جز مو قعيت مقارنت ونمايش چيزى نيست.
اين نوع تفسير نارسا از توحيد در خالقيت،سبب شده است كه ماركسيستها، خدا شناسان را متهم به نفى قانون عليت ومعلوليت نموده و بگويند آنان معتقدند خداى جهان، جانشين تمام علل و اسبا ب است، واين خداست كه مستقيما تب مالاريا را در وجود انسان پديد مى آورد وميكرب،نقشى درآ ن بيمارى ندارد آنگاه به صورت صحيح ونا صحيح بر مذاهب بتازند وآنانرا ضد علم و دانش معرفى كنند، درحالى كه نمى دانند، گفتار مورد نظر آنان، مربوط گروه خاصى است.
فلاسفه و محققان اسلامى از اين نظريه كاملا بيزارند و گروه عدليه وپيروان اهل بيت، در تفسير توحيد در خالقيت، تفسير دوم را ناروا دانسته، وهمگى به تفسير نخست معتقدند، و آيه (هَلْ مِنْ خَالِق غَيْرُ اللّهِ) (فاطر /٣) رابه شكل ياد شده در بالاتفسير مى كنند.