فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٦ - ٣ـ تعمير قبور
ابن حِبّان مى گويد : ابن جريج در حديث تدليس مى كند[١].
در باره شخص دوم، احمد بن حنبل مى گويد: او ضعيف است .
شعبه مى گويد : آرزو مى كردم كه « أبو الزبير » را زيارت كنم . به حضور او برسم و حديثى از او بشنوم . درآن موقع كه در حضور او بودم، شخصى وارد شد ومطلبى را سئوال كرد . او در پاسخ، به سئوال كننده تهمتى زد . گفتم چگونه به او تهمت زدى؟ گفت مرا خشمگين كرد. گفتم : آيا سزاى خشمگين كردن، افترا بستن است ؟، از اين جهت از او حديثى روايت نكردم.
باز شعبه مى گويد : من حديث او را ترك كردم، زيراديدم او در سنجش،عدالت را رعايت نمى كند.
ابن أبى حاتم مى گويد : از پدرم سئوال كردم : نظر تو در باره أبو الزبير چيست ؟ گفت : حديث او نوشته مى شود، ولى براى استدلال، شايسته نيست . باز مى گويد : از أبو زرعه پرسيدم : آيا با حديث وى مى توان استدلال كرد ؟ گفت با حديث افراد مورد اعتماد وعادل مى توان استدلال كرد.
تا اين جا وضع سند براى ما روشن شد . ديگر با چنين حديثى نمى توان بر تحريم بنا استدلال نمود واما از نظر مضمون، حديث جابر به هفت صورت نقل شده است، واين اضطراب در متن حاكى است كه سخن پيامبر به صورت دقيق نقل نشده است، اينك ماصورتهاى مختلف آن را نقل مى كنيم :
١ـ«نهَى رسولُ اللّهِ عن تجْصِيص القَبْروالإعتماد عليهِ» : بيامبر از گچ كارى وتكيه بر قبر نهى فرمود.
٢ـ «نَهى رسُولُ اللّهِ عَنْ تَجْصِيصِ الْقَبْرِ»:رسول خدا از گچ كارى قبر منع كرد.
[١] ابن حجر ، تهذيب التهذيب ، ج٦، ص٢ـ٦.