فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٨ - ٣ـ تعمير قبور
نهى از: گچ كارى در شش صورت
نهى از زيارت در يك صورت
نهى از تكيه در يك صورت
نهى از راه رفتن در يك صورت
نهى از نشستن در يك صورت
واردشده است . دراين صورت نمى توان با حديثى كه صور مختلف آن، قدر مشترك ندارند، استدلال كرد.
٣ـ ظاهر حديث اين است كه نقل به معنا شده، يعنى پيامبر جمله اى فرمود كه مضمون آن با ز داشتن از همه يا يكى از آن كارها بوده و راوى آن را نقل به معنا كرده وگفته : «نهى النبي... » وچون متن كلام پيامبر در دست نيست نمى توان از آن تحريم فهميد، زيرا پيامبر، همچنانكه ازمحرمات جلوگيرى مى كرد، از مكروهات نيز نهى مى فرمود، بنا بر اين، تا متن گفتار پيامبر در دست نباشد، دليل بر تحريم نيست .
٤ـ اتفاقاً شارحان حديث، وناقلان آن، از آن، كراهت را فهميده اند . مثلاً ترمذى در صحيح خود آن را تحت عنوان « مكروه بودن گچ كارى قبور » آورده است .«سندى » در شرح صحيح ابن ماجه از حاكم نيشابورى نقل مى كند كه برخى از مضامين اين حديث، مور د عمل نيست . همه مسلمانان جهان، نام صاحب قبر را روى قبر مى نويسند.
همانطور كه درگذشته يا دآور شديم، كراهت يك كار، گاهى به خاطر عناوين مختلف، مرتفع مى گردد . اين نوع از نهيها وباز داريها مربوط به انسانهاى عادى است كه بقاى قبر آنان پس ازمدتى، چندان اهميتى ندارد واما در مورد صاحبان رسالت وحاملان علم ومشاعل هدايت، تعمير وبناى بر قبورآنان مايه حفظ