فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٩ - ٣ـ تعمير قبور
اصالتها وجلو ه گاه اظهار محبت به صاحب رسالت ونزديكان اوست،ودرسايه اين بناها، افراد را از سرما وگرما حفظ كرده و به قرائت قرآن و دعا و اهداى ثواب آن به صاحب قبر مى پردازند.
تحليل سه حديث ديگر
در اينجا، سه حديث ديگر هست كه با آنها نيز بر تحريم بنا، استدلال شده است، كه هرسه بسان حديث جابر از ضعف سند، واضطراب در متن برخور دارند.
١ـ «إنّ النّبى نهَى أَنْ يُبْنى على القَبْر»[١] : پيامبر از ساختمان سازى بر روى قبر جلو گيرى فرمود.
٢ـ « نهى رسول اللّهِ أَنْ يُبْنى على القَبْر أو يُجَصَّص » [٢]: پيامبر از بناى بر قبر يا گچ كارى آن نهى كرد.
٣ـ «نهى أَنْ يُجَصَّص قبراً وَ يُبنَى عليه أَوْ يُجلَس»[٣]: پيامبر، از اينكه قبر گچ كارى شود، ياروى آن چيزى بسازند ويا بنشينند، جلو گيرى فرمود.
در سند حديث نخست، شخصى به نام «وهب » آمده كه اين نام ميان ١٧ نفر مشترك است كه برخى از آنان دروغگو وحديث ساز بوده اند[٤].
در سند حديث دوم و سوم، عبداللّه بن لهيعه آمده است كه ابن معين مى گويد: ضعيف است وبا حديث او نمى توان احتجاج كرد، ويحيى بن سعيد، عالم رجالى، ارزشى براى احاديث او قائل نبود.[٥]
[١] ابن ماجه ، صحيح ، ١/٤٧٤.
[٢] احمد بن حنبل ، مسند، ٦/٢٩٩:
[٣] احمد بن حنبل ، مسند، ٦/٢٩٩:
[٤] ذهبى ، ميزان الإعتدال ، ٣/٣٥٠.
[٥] ذهبى ، ميزان الإعتدال ، ٢/٤٧٦ وتهذيب ، ١/٤٤٤.