فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٧ - تفسير حديث
ديگرى اينكه ناروا بودن سفر به ديگر مساجد به معنى تحريم آن نيست، بلكه به معنى بى فايده بودن آن است،
وبنا بر فرض دوم كه مستثنى منه،مكان است،معنى حديث اين مى شود كه به هيچ مكانى جزاين سه مسجد نمى توان سفر كرد! دراين صورت، بايد گفت كه اين حديث با اصول مسلم اسلام مخالف بوده ونمى تواند حجت باشد، زيرا چگونه مى توان گفت : به هيچ مكانى جز اين سه مسجد سفر روا نيست، درحالى كه تمام مردم به ويژه عقلا و مسلمانان جهان سفرهاى بى شمارى به نقاط مختلف جهان داشته ودارند كه برخى از آنها واجب وبرخى مستحب است ؟
سفر واجب مانند سفر به عرفات، مشعر،منى ومكه
سفر مستحب مانند سفر به بلاد مختلف براى كسب علم و دانش، زيارت ارحام يا سفر براى آموزشهاى نظامىوعلمىوبراى عبرت آموختن از سرانجام كار ستمگران كه فرموده قرآن است :
(قُلْ سِيْرُوا فِىِ الاَْرضِ ثُمَّ انْظُروا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ)(الانعام /١١)
آيا صحيح است پيامبر يك چنين حكم عام و گسترده اى را بيان كند، سپس اين همه تخصيص وتضييق بر آن وارد سازد؟
گذشته ازاين، اگر اين حديث، ناظر به زيارت پيامبران وصالحان باشد، طبعاً در برابر سيره مسلمين، حديث منسوخ، ويا حديث مؤّولى خواهد بود، زيرا پيش از تولد ابن تيميه، همه مسلمانان جهان، به زيارت قبر پيامبر مى شتافتند، واين سيره عمليه، بزرگترين حجت بر جواز واستحباب قصدسفر براى زيارت است،همان طور كه گفته شد فقهاى اهل سنت، اجماع علماى يك عصر را حجت شرعى مى دانند، تا چه رسد به اجماع علماى چهار ده قرن.