فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٦ - مقصود از تقسيم بدعت به نيك و بد (حسنه و سيّئه) چيست؟
بخشيدن به اصل حب و دوستى است .
با توجه به وجود چنين اصل وريشه، در كتاب وسنت،نمى توان تبلورهاى آن را شرك وبدعت خواند.
ما دراينجا دامن سخن را كوتاه ميكنيم واميد داريم كه اگر مدعيان توحيدواقعى و برائت جويان از بدعتها به اين مطلب از ديده دقت بنگرند،حقيقت را ازمجاز به خوبى تشخيص مى دهند.
تقسيم بدعت به نيك وبد
يكى از تقسيمات رائج در نوشته هاى اهل سنت، تقسيم بدعت به حسنه وسيئه است، مثلا «صلاة تراويح» به صورت جماعت را،« بدعت حسنه» مى خوانند و مى گويند زيرا نماز تراويح درزمان پيامبر، به صورت فرادى خوانده مى شد ولى در خلافت خليفه دوم به امامت ابى بن كعب به صورت جماعت برگزار گرديد، وقتى خليفه دوم اين عمل را مشاهده كرد، آن را بدعت حسنه خواند، زيرا برگزارى نماز شبهاى ماه رمضان به صورت فرادى در گوشه هاى مسجد، جلب توجه نمى كرد ودر افراد ايجاد شوق و رغبت نمى نمود، وقتى به صورت جماعت خوانده شد، براى خود عظمت پيدا كرد.
ما فعلاً پيرامون صلاة تراويح كه زمان پيامبر چگونه برگزار ميشد وبعداً چهحالتى به خود گرفت، سخن نمى گوييم، زيرا اين يك موضوع فقهى است كهنياز به تتبع در ادلّه دارد، ولى همين قدر مى دانيم كه در خلافت اميرمؤمنان دركوفه وقتى نماز تروايح به صورت جماعت برگزار شد، على (عليه السلام) از آن نهى كرد. آنچه مهم است، اين است كه آيااين تقسيم مى تواند مفهوم صحيحى داشته باشد؟