فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٦ - توحيد در عبادت و استمداد از پيامبران و صالحان
(فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً ) [١] يا اينكه مى فرمايد : (لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ والَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لايَسْتَجِيبُونَ لَهمْ بِشَىء)[٢] اين آيات ونظائر آنها،مربوط به دعوتوخواندن مشركان است كه در مقام معبودهاى خود،عناصر ياد شده را به همراه داشتند.از اين جهت،خدا، در خواست آنان را ممنوع شمرده است،نه هر در خواستى را به گواه اينكه در حال حيات، درخواست حاجت،كوچكترين ايرادى ندارد.
گواه براينكه آنها معبودهاى خود را مالكان سرنوشت خود مى دانستند،انتقادى است كه قرآن از عقيده آنها مى كند و مى فرمايد:
(وَالَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُوْنِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمير ) (فاطر /١٣)
«كسانى كه به جز او مى خوانيد به اندازه رشته باريك ميان هسته خرما نيز در قدرت ندارند»
به ديگر سخن،دعوتهاى ممنوع دراين آيات وآيات مشابه،كنايه از عبادت غير خداست.
بنا براين،نمى توان هر دعوتى را ممنوع و شرك دانست.
گواه روشن بر اينكه بت پرستان،خدايان خود را مالكان شؤون الهى مى دانستند، همان شعارى بو دكه به هنگام طواف سر مى دادند و مى گفتند : لبيك لا شريك لك،لبيك، إلا شريك لك، تملكه وماملك .[٣]
در اينجا ياد آور مى شويم از مجموع نوشته هاى وهابيان استفاده مى شود كه
[١] پس با خدا كسى را مخوانيد.( سو ره جن/١٨).
[٢] دعوت حق ازآن اوست وكسانى كه جز اورا مى خوانند ;به آنها پاسخى نمى دهند. سوره رعد/١٤.
[٣] تكملة السيف الصقيل، ص٢٨.