فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٩٤ - در دادگاه اسلامى فقط يك سوگند معتبر است
برود.وچنين هجومى را جهاد در راه خدا به شمار آورند.
دلائل وهابيان بر تحريم
وهابيان براى تحريم سوگند به غير خدا به دو حديث استدلال كرده اند كه هرگز دلالت آنها بر حرمت روشن نيست واينك ما هر دو حديث را ياد آور ميشويم.
حديث نخست
«إنّ رسول اللّه سمع عمر وهو يقول : وأبي ...فقال «إِنّ اللّهَ يَنْهَاكُم أَنْ تَحْلِفُوا ب آبائكُمْ فَمَنْ كانَ حالفاً فَلْيَحلِفْ باللّهِ أَوْيَسْكُتْ»[١].
رسول خدا شنيد كه عمر مى گويد : قسم به جان پدرم ... فرمود : خدا شمارا از سوگند به پدرانتان نهى كرده است آن كس كه مى خواهد سوگند ياد كند ، به خدا سوگند بخورد يا سكوت كند.
با چشم پوشى ازسند حديث، دلالت آن نيز خالى از ضعف وسستى نيست زيرا:
١ـ پدر عمر ، يعنى «خطاب» بت پرست بوده وباهمان آيين از جهان رفته است،ودر گذشته يادآور شديم كه سوگند به بت وبت پرست يك نوع شرك ويا ترويج ازشرك است .
روى اين جهت ، پيامبر اورا از سوگند به پدر باز داشت ،وبا اين حديث نميتوان هرنوع سوگند به غير خدا را (هرچند سوگند به امور مقدس ومحترم باشد)
[١] ابن ماجه: سنن ، ج١، ٢٧٧ ،ترمذى :سنن، ج٤، ص١٠٩.