فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٢ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
اين درخواستها از دو را ه قا بل تفسير است :
١ـ يك فرد محقق با اصول «روانكاوى » حقيقت را از چنين درخواست كنندگان به دست آورد ، واز آنان بخواهد كه مقصود شما ازاينكه پيامبر ، بيمار را شفا دهد ويا گمشده شمارا باز گرداند،چيست؟ وى از آنان يك جواب مى شنود وآن اينكه پيامبران وصالحان ،عزيزان درگاه الهى بوده و دعا و درخواست آنان برنميگردد، وبه اصطلاح ، آنان مستجاب الدعوه هستند. اگر مى گوئيم بيمار ها را بهبودى بخشد ، شفا دهد مقصود اين است از خدا بخواهد كه اين كارها را انجام گيرد ، وما خود كراراً اين كاررا آزموده ايم كه در باطن ، خدا را مؤثر در اين كار ميدانندوبراى پيامبران مقامى جز درخواست دعا ويا توسط وشفاعت چيزى نميانديشند ومردمنصف در داورى به باطن وانگيزه هاى درونى بايد بنگرد نه ظواهر.
٢ـ فرض كنيم همه آنان از پيامبر ، بهبودى بيمار را درخواست مى كنند ، ويا ازاومى خواهند كه گمشده اورا باز گرداند و اموال مسروقه او پيدا شود ، ولى اگر از آنان بپرسيم آيا پيامبرا ن به صورت مستقل براين كار قيام مى كنند؟ ويا آنكه خدا در پرتو قدرتى كه به آنان عطا فرمود ه است ، درخواست ها را اجابت مى نمايند؟
من گمان نمى كنم هيچ موحدى در روى زمين ، جز پاسخ اول ، پاسخى بگويد ، حالا اگر موحّدى چنين كارى را ازمسيح بخواهد ، وانديشه باطنى اورا تفسير كنيم ، مقصود او چنين خواهد بود: اى مسيح بزرگوار كه در دوران حيات به تصريح قرآن به بيماران بهبودى مى بخشيدى ، ومردگانرا زنده مى كردى ، هم [١]
[١] (وَ اُبْرِىءُ الأكْمَهَ وَ الأبْرَصَ وَ اُحْيِي الْمَوْتَى بِإذْنِ اللّهِو...)(آل عمران/٤٩)
(وَ تُبْرِىءُ الاْكْمَهَ وَ الاَْبْرَصَ بِإذْنِي وَإذْ تُخْرِجُ الْمَوتى بِإذْنِيِ...)(مائده/١١٠)