فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٨ - اعتقاد به الوهيت و ربوبيت عنصر مقوم عبادت است
(وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي ويُمِيتُ) ( مؤمنون / ٨٠)
« او ست كه زندگى مى بخشد ومى ميراند».
ولى در قرآن، «إحيا» را به حضرت مسيح و «إماته » را به فرشتگان نيز نسبت داده است،چنانكه در باره مسيح مى فرمايد:
(وَاُحْيي الْمَوتَى بِاِذْنِ اللّهِ) (آل عمران / ٤٩)
« مردگان را به اذن خدا زنده ميكنم »
ودر باره فرشتگان مى فرمايد :
(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدُكُمُ الْمَوتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا و...)(انعام /٦١)
«تا اينكه چون مرگ آنان رسد،فرستادگان ما آنان را مى ميرانند».
افراد نا وارد،درميان اين دودسته از آيات،به گونه اى تناقض مى بينند،ولى سرچشمه اين پندار آن است كه تصور مى كنند كه احياء واماته،بدون قيد وشرط،فعل خداست،در حالى كه اين دو و غير اين دو،در صورتى فعل خدا به شمار مى روند كه فاعل،بدون شرط وبدون استمداد و كمك خواهى،به فعل خود جامه عمل بپوشانند،ولى فاعلانى كه همين دو فعل و يا غير اين دو را به اذن ومشيّت الهى انجام مى دهند،كار خدا را صورت نمى دهند،بلكه به كار ويژه خود،جامه عمل مى پوشانند وهر چند به نوعى ميتوان آن را نيز كار تسبيبى خدا شمرد.
روى اين اساس،بايد ديد كه عقيده مشركان درباره برخى از كارهاى الهى چه بود؟ آنان درمسأله باران رسانى و كار گردانى بخشى از جهان آفرينش،ويا لااقل در مسائل مربوط به مغفرت، و گناه بخشى و شفاعت و سعادت آفرنيى،در باره بتها،نوعى استقلال قائل بودند وانديشه تفويض بر آنها حاكم بود ازاين جهت،در اكثر آيات قرآن كه پيرامون شفاعت وارد شده،مسأله اذن الهى مطرح گرديده وبا تأكيد مى فرمايد:
(مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إلاّ بِإ ِذْنِهِ ...) ( بقره /٢٥٥)
« كيست كه نزد او بدون اذن وى شفاعت كند.»