فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٩ - موحدى جز من و چند نجدى نيست!!
شده چنين آمده است :
«عثمان بن معمر مشرك و كافر بودومسلمانا ن وقتى از كفر و شرك او آگاه شدند، تصميم گرفتند كه او را بكشند.»
از اين جهت درماه رجب ١١٦٣ وقتى او ازنماز جمعه فارغ گشت، هنوز از مصلّى خارج نشده بود كه او را به قتل رساندند. سه رو ز پس از قتل او، خود شيخ وارد عيينه شد وبراى آنان حاكمى به نام « مشارى بن معمر » تعيين كرد[١].
اين نخستين خونى بو د كه بوسيله ايادى شيخ، در منطقه ريخته شد. ودر حقيقت نخستين كافرى !!! كه به دست آنان كشته شد، مردى بود كه در سنگر عبادت، اقامه نماز مى كرد ! وهنوز دقايقى از پايان نما ز نگذشته بود كه به خون خود درغلطيد. او جرمى جز اين نداشت كه حاضر به خضوع در برابر شيخ نشده بود. (وَما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاَّأَنْ يُؤْمِنُوا باللّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيِدِ) (البروج ـ ٨)
ترور امير عيينه به اتهام كفر وشرك، حاكى از عقيده شيخ درباره همه مردم نجد، بلكه تمام مسلمانان است، زيرا جز گروه معدودى در « درعيّة» همه مردم نجد وهمه مسلمانان با امير « عيينه» هم عقيده بودند. اگر انگيزه قتل او، كفر و شرك او بود، مى بايست همه را به اين جرم بكشد.
اتفاقاً كليه لشكر كشى ها ونبردهاى شيخ با طوائف نجد و قبائل منطقه روى اين اصل بود. و درحقيقت همه مسلمانان جهان جز شيخ واتباع او كافر ومشرك بودند!!!
نظامى كه شيخ در عيينه به وجود آورد واميرى را كه براى مردم آنجا نصب كرد، نتوانست رضايت مردم را جلب كند. سرانجام بر او شوريدند. وقتى خبر به شيخ
[١] فليبي، عبداللّه : تاريخ نجد، ص٩٧.