فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٠ - تحديد منطقى شرك در عبادت
تكريم آدم بود[١]. چنانكه مى فرمايد:
(وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوالِادَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ...)(بقره/ ٣٤)
«بياد آر آنگاه كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد. همگان سجده كردند، جز ابليس.»
سجده فرشتگان از نظر ظاهر، با سجده آنان براى خدا يكسان بود، به گواه اينكه در هر دومورد لفظ (لام) به كار مى رود. اگر دراين مورد مى فرمايد:(اسجدوا لآدم)در جاى ديگر فرموده است (وَللّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمواتِ والاْرْضِ...)(رعد/١٥) و تعبير در هر دو مورد يكسان است در حالى كه سجده فرشتگان برآدم كه به صورت نهايت خضوع انجام گرفت، عبادت نبود، ولى دومى عبادت خداست ـ عين همين مطلب درباره سجود پدر ومادر وبرادران يوسف در برابر اوحاكم است،چنانكه مى فرمايد:
(وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدَاً وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذا تَأويِلُ رُؤيَاىَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّاً)(يوسف /١٠٠)
«همگان براى يوسف سجده كردند ويوسف گفت : پدر جان ! اين سجده، حقيقت خوابى است كه من قبلاً ديده بودم »
يوسف در خواب ديده بود كه يازده ستاره به ضميمه ماه وخورشيدبراى او سجده مى كنند.
ازاين بيان روشن مى شود كه هرگز نمى توان «عبادت » را در چار چوب «تذلل»،«تعظيم » «تكريم»، «نهايت خضوع » خلاصه كرد بلكه بايد براى تحديد
[١] براى آگاهى ازمجموع تعريفهاى نارسا به المنار، ج١ص٥٧ وتفسير القرآن الكريم، نوشته شيخ شلتوت، ص١٣٧ والعبودية، ص٣٨ نگارش ابن تيميه مراجعه شود.