فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩١ - تحديد منطقى شرك در عبادت
عبادت و جدا سازى آن ، ازاين مفاهيم،تلاش ديگرى كرد واز خود آيات قرآنى كمك گرفت.
پاسخ شگفت آور
اخيراً گويندگان ونويسندگان وهابى كه عبادت را يك نوع تعظيم وتكريم تلقى مى كنند، در برابر اين آيات انگشت حيرت به دندان گرفته وسرانجام خواسته اند، دست به توجيه بزنند بگويند كه: سجده فرشتگان بر آدم، در صورتى عبادت و پرستش او تلقى مى شد كه خدا به آن فرمان نداده بود ولى از آنجا كه سجده آنان به فرمان خدا انجام گرفت، قطعاً كار آنان عبادت خدابود، نه پرستش آدم.
اين پاسخ كه امام مسجد نبوى شيخ عبدالعزيز آن را مطر ح مى كرد، كاملا شگفت آور است، زيرا اگر ماهيت يك كا ر(سجده فرشتگان بر آدم ) ماهيت عبادت بود، هرگز فرمان خدا واقعيت آن را دگرگون نمى ساخت ونتيجه اين مى شد كه فرشتگان به فرمان خدا آدم را پرستش كردند، واين سخنى است كه خرد هيچ انسانى آن را نمى پذيرد كه بگويد خدا فرمان داد:مخلوقى مخلوق ديگر را بپرستد، در حالى كه شرك و پرستش بشر يك نوع ظلم و فحشاست وخدا هرگز به كار زشت فرمان نمى دهد.چنانكه مى فرمايد:
(قُلْ إِنَّ اللّهَ لايَأمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ)(اعراف /٢٨)
« بگو خدا به كار زشت فرمان نمى دهد آيا چيزى را كه نمى دانيد مى گوئيد؟»
گاهى گفته مى شود : فرشتگان براى خدا سجده كردند وآدم قبله آنان بود، ولى اين پاسخ با ظاهر آن سازگار نيست، زيرا در آيات قرآن، سجده بر آدم، با كلمه لام وارد شده است،يعنى همان لامى كه در مورد سجده براى خدا به كارمى رود مانند (اُسْجُدُوُا لآدَم...)، (اسْجُدوُا ِللّهِ...).