فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦١ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
محبوبترين خلق نزد من است . اكنون كه به حق اوسئوال كردى، من تو را بخشيدم واگر او نبود، من تورا خلق نمى كردم[١].
در دلالت حديث نمى توان خدشه كرد، تنها چيزى كه دستاويز نويسندگان وهابى امروز است اين كه درسند حديث « عبدالرحمان بن زيد بن اسلم » وارد شده واحمد بن حنبل وغيره، اورا تضعيف كرده اند[٢].
ولى در برابر آن،حاكم نيشابورى او را توثيق كرده وحديث را در مستدرك خود آورده است، و درمستدرك، احاديثى را مى آورد كه از نظر صحت به پايه رجال بخارى ومسلم برسند[٣].
بنابراين، عبدالرحمان بدان پايه نيست كه نتوان با حديث او استدلال كرد.ازاين گذشته، جلال الدين سيوطى، حديث را در تفسير خود آورده است .
از تواريخ استفاده مى شود كه توسل آدم،پيامبر گرامى در قرون نخست اسلامى، بسيار مشهور بوده است[٤] ولذا وقتى منصور دوانيقى از فقيه مدينه، مالك بن انس پرسيد : در حرم شريف پيامبر، رو به قبله بايستم ودعا كنم يا رو به رسول خدا كنم واز خدا حاجت بخواهم ؟
مالك در پاسخ گفت : چرا از پيامبر كه وسيله پدرت آدم بود، وروز قيامت نيز وسيله توست، رو مى گردانى ؟ بلكه رو به پيامبر كن وازاو شفاعت بخواه، خدا اورا شفيع تو قرا ر مى دهد،زيرا خود فرموده است كه:
(وَلَوْأَنَّهُْمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجدُوا
[١] بيهقى ، دلائل النبوّة ، ج٥،ص٤٨٩.
[٢] ذهبى ،ميزان الإعتدال ، ج٢، ص٥٦٤.
[٣] حاكم، مستدرك الصحيحين، ج٢،ص٦١٥.
[٤] سيوطى ، الدرّمنثور ، ١/٥٩وحديث را ازمفسران ديگرى نيز نقل كرده است .