تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٨ - خوددارى از غيبت و عيب جوئى ديگران
كه:«أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ» به اهل گناه و معصيت ترحم كنند، يعنى غيبت او را نكنند
«وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ» و شكر الهى بر آنها غلبه كند براى اينكه از گناه مصون و محفوظ ماندهاند
«وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُم» و اين شكر (شكر اينكه پاكدامن بوده و گناه نكردهاند) مانع بشود از اينكه غيبت اهل گناه را بكنند. آنهايىكه محفوظ از گناهند سزاوار است كه به شكرانه اين نعمت به اهل گناه ترحم كنند. تا چه رسد به اشخاصى كه خودشان مرتكب گناه مىشوند حضرت در دنبالهى خطبهى ١٤٠ مىفرمايند
«فَكَيْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِي عَابَ أَخَاهُ وَ عَيَّرَهُ بِبَلْوَاه» سرزنش مىكند او را كه پايش را در كفش ديگرى مىگذارد و گناه او را اينجا و آنجا مىگويد و يادش نيست كه خداوند چقدر پردهى ستاريت روى عيبهاى خود او كشيده است. اين را يادش باشد كه اگر خداى نخواسته عيبهاى او رو بيفتد مفتضح است
«أَ مَا ذَكَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِي عَابَهُ بِه» آيا يادش نيست موقعى را كه خداوند گناهان او را پوشاند، گناهانى كه بزرگتر است از آن گناهى كه ديگرى مرتكب شده است و او با آن از ديگران عيب مىگيرد؟ گناهانىكه او كرده بزرگتر است ازآن گناهى كه ديگرى كرده و عيب مىگيرد
«وَ كَيْفَ يَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَكِبَ مِثْلَه» چگونه مذمت مىكند (گناه) ديگرى را كه خودش مثل او را مرتكب شده، اين آدم غيبت كن بر فرض اينكه عين گناه او را نكرده باشد كه شايد هنرش را نداشته است. هنر بالا رفتن از ديوار مردم، هنر چاقوكشى يا حتى هنر اين را كه سر يك مرغ را ببرد نداشته است، امّا تنها هنرش