تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٥ - انبياء براى چه مطالبى معجزه مىآورند؟
مطالب ديگر، زيرا آن مطالب اگر امور عقلى باشد كه دليلش عقل است و اگر دستورات عملى باشد وقتى پيامبرى آن پيامبر ثابت شد، معلوم مىشود هر چه مىگويد از طرف خدا مىگويد. اما اين مطلب كه معجزه دليل بر نبوت انبياء است بايستى توضيح داده شود و اساساً بايد ديد نبوت چه مقامىاست و آيا نبوت دليل مىخواهد يا خير؟ مثلاً يكى مجهتد است و خود مجتهد بودن يك مقامىاست و چون مجتهد است فتوى مىدهد. يك قاضى يك فرمانده هر كدام داراى يك مقامىهستند و بر طبق اين مقام مسئوليتهائى دارند و ديگران بايد به دستورات آنها ترتيب اثر دهند. نبوت هم يك مقام است اما چه مقامى، آيا از مقامات بشريت است يعنى يك بشر است كه به سر حد كمال كه رسيد مقام نبوت را پيدا مىكند؟ هم از تاريخ و هم از قرآن شريف استفاده مىشود كه تا بشر روى زمين بوده است گاه و بيگاه كسانى مىآمدند و ادّعاى پيامبرى مىنمودند، خيلى از آنها حق مىگفتند و پيامبر بودند و خيلى از آنها هم فرصت طلب بودند. وقتى كسى ادّعاى پيامبرى مىكرد از آن طرف مردم هم ساكت نمىنشستند و ايرادهائى مىگرفتند و انبياء هم جواب مىدادند، مثلاً يك عدهاى به انبياء ايراد مىگرفتند تو پول ندارى و آيا پيامبر بىپول هم پيامبر است؟ خداوند در سورهى بنىاسرائيل مىفرمايد:
(لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّٰى تَفْجُرَ لَنٰا مِنَ اَلْأَرْضِ يَنْبُوعاً أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ اَلْأَنْهٰارَ خِلاٰلَهٰا تَفْجِيراً)[١] از جمله ايرادهائىكه مىگرفتند (ايراد بنىاسرائيلى) مىگفتند: ما به تو ايمان نمىآوريم مگر اينكه از اين زمين يك چشمه براى ما جارى كنى. مثل اينكه پيامبر آمده بگويد من چاه كن هستم كه آن وقت بگوئيم
[١]. اِسراء/ ٩٠-٩١.