تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٨٦ - تفاوت انبياء و مخترعان
نقش انبياء بذر افشانى خوبىها
نبايد تصور كنيم كه انبياء حرفى زدند و زحمتى كشيدند و دنيا قابل نبود و به هدر رفت. خير، امروز اگر در دنيا صحبت خيرى هست بذرش را انبياء افشاندهاند. ما از نظر قواى حيوانى كه خدا به ما داده است اين قوا اقتضاى نگه داشتن حق را ندارد، غضب مىگويد: بزن، بكش، شهوت مىگويد: هر چه هست براى خودت جمع كن. اينگونه خُلقها اقتضاى اينكه حقيقت را نگه دارد ندارند ولى از طرف ديگر ملاحظه مىكنيم اگر خود ما عادل نباشيم ولى عدالت را دوست داريم اگر امين نباشيم امانت دار را دوست داريم. اگر يك كتاب داستان به دست ما بدهند، چه بسا كه آن داستان جعلى باشد، اما داستان درگيرى و مبارزه يك آدم ظالم و ستمگر با يك آدم مظلوم را كه بر ظالم پيروز شد، نقل مىكند با اينكه مىدانيم داستان است و دروغ است اما خوشحاليم و احساس آرامش مىكنيم و اين مربوط به نفس لوّامه يعنى وجدان ما است، اين به علت وجود بُعد انسانيت در وجود ماست اگر اين بُعد را نداشتيم و خداوند انبيا و اولياء را هم نمىفرستاد، ديگر در دنيا عدالت و امانت معنا نداشت، آن وقت منطق ما اين بود كه: به قول صادق هدايت هرچه برديم و خورديم مفتمان و هر چه نخورديم از كيسه مان رفته است.
تفاوت انبياء و مخترعان
ما وقتى به اختراعات و اكتشافات دانشمندان نگاه مىكنيم مىبينيم كه: اديسون برق را كشف كرد، ديگرى ماشين، آن يكى ميكروب و غيره را همه اينها گرچه به بشريت خدمت كردند، اما اثر وجودى انبياء اين است كه از همهى اين ابداعات و اختراعات خوب استفاده شود مثلاً آن كسى كه اتم را شناخت و