تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٨٣ - غلبه دين توحيدى و قانون الهى
عبور مىكردند مسخره مىكردند. دعوت حضرت نوح اگرچه در زمان خودش اينطور بود، اما بعدها نفوذ كرد و ماند و دلها آن را پذيرفتند. و نيز حضرت ابراهيم آنقدر تنها بود كه خداوند در قرآن مىفرمايد: مثل اينكه دنيا يكطرف و حضرت ابراهيم هم يكطرف. حضرت موسى هم اول گرفتار فرعون و فرعونيان بود تا اينكه آنها غرق شدند و حضرت موسى بنىاسرائيل را از دريا عبور داد و بعد از آن برخورد حضرت با بنىاسرائيل لجباز، شروع مىشود، هنوز از دريا عبور نكردهاند كه قرآن مىفرمايد:
(فَأَتَوْا عَلىٰ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلىٰ أَصْنٰامٍ لَهُمْ قٰالُوا يٰا مُوسَى اِجْعَلْ لَنٰا إِلٰهاً كَمٰا لَهُمْ آلِهَةٌ قٰالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ)[١].
با يك قومى برخورد كردند كه بت مىپرستيدند، به موسى مىگويند چه چيز ما از آنها كمتر است، براى ما يك بت درست كن ما عبادت كنيم و بعد هم وقتى حضرت موسى عليه السلام براى عبادت به كوه رفت و هارون را به جاى خود گذاشت، گوساله پرست شدند شخصى به نام سامرى، زينت آلات آنها را جمع آورى كرد و با فنون زرگرى و ريختهگرى كه بلد بود گوسالهاى ساخت (فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوٰارٌ)[٢] گوسالهاى برايشان بيرون آورد كه جسمىبيشتر نبود و جان نداشت امّا لَهُ خُوَارٌ صداى خورى (گوساله) مىكرد، بنىاسرائيل تمام دستورات و
[١]. اعراف/ ١٣٨.
[٢]. طه/ ٨٨.