تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٠٢ - ترغيب به نيكى
بالاخره سراغ دكتر مىرود تا او را معالجه كند. اما بدتر از بد، اين است كه انسان بيمار باشد و نداند كه بيمار است، آن وقت يك دكتر چقدر بايد مهربان و دوستدار او باشد كه سراغ او بيايد و به او بگويد تو از چشمهايت معلوم است كه بيمار و كسل هستى بيا تا معالجهات كنم انبياء اينجورى بودند كه دنبال بيماران خود مىگشتند و دوا و درمان را خودشان مىآورند. حضرت على عليه السلام مىفرمايد: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مرهمهايش را خوب درست كرده و وسيله داغ كردنش را همراه آورده است. انبياء گاهى اوقات براى درمان بيماران خود آنها را داغ مىكردند، يعنى آنها را تأديب مىكردند گاهى با سختى و شدت و گاهى با خوش خلقى و ملايمت و بايد دانست كه هميشه خوش خلقى و نرمى كار را پيش نمىبرد به قول سعدى:
وقتى به لطف گوى و مدارا و مردمى
باشد كه در كمند قبول آورى دلى
گاهى به قهر گوى كه صد كوزه نبات
گه گه چسان بهكار نيايد كه حنظلى[١]
گاهى با خوبى و ملايمت حرف بزن كه ممكن است يك نفر با اين زبان در كمند قبول تو گرفتار شود و گاهى از طريق قهر و خشونت مىتوان كسى را بهراه آورد كه در مواقعى آنقدر كه حنظل (يك نوع هنداوانه بسيار تلخ است) بهكار مىآيد صد كاسه نبات موثر واقع نمىشود. اميرالمؤمنين عليه السلام راجع به پيامبر مىفرمايد: او هم مرهمهايش را خوب درست كرده بود و هم وسايل داغ كردنش را، اگر مريضى با مرهم مداوا مىشد او را مداوا مىنمود و اگر معالجه او جز با داغ كردن ميسر نبود او را داغ مىكرد. پيامبران اين اطباء الهى كه با عالم غيب در ارتباط بودند و آنچه به مردم ابلاغ مىكردند از ناحيه خداوند بود، به قول ملاى
[١]. گلستان سعدى، باب هشتم، در آداب صحبت شمارۀ ٧.